تبليغاتX
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
یکشنبه 29 مهر1386
مردم خاموش... ...  

 

من نميدونم مردم ايران ديگه بايد چه بلايي به سرشون بياد كه يه حركتي انجام بدن يه تكوني بخورن دولت هر كاري دلش ميخاد ميكنه و مردم هم مثل هميشه خاموش...

ميدونيد قيمت نفت تو بازارهاي جهان به 90 دلار رسيده و بازهم ميدونيد با اين روند صعودي قيمت نفت دولت اعلام 2/2 ميليارد كسري بودجه كرده اونم واسه چي ؟؟ واسه واردات بنزين...

واقعا خيلي احمقانست قيمت 45 دلاري نفت به 90 دلار رسيده يعني دقيقا 100% افزايش مصرف بنزين به 45% مقدار عادي خودش يعني قبل از سهميه بندي رسيده پس ما بنزين 55% كمتر وارد ميكنيم بعد دولت كسري بودجه هم مياره واسه واردات بنزين البته شايد هم اين كسري واسه واردات بنزين باشه اما نه به ايران به عراق و لبنان  فلسطين و ...

قرار بود بنزين سهميه بندي شه و از صرفه جويي انجام شده واسه كم كردن تورم اباداني و هزار كوفت و زهر مار ديگه استفاده شه اما امسال به لطف دولت فهيم ما تورم بيشتر شد حقوقها اضافه نشد و جالبتر از همه اينكه همه اون مردمي كه ميگفتن اگه بنزين سهميه بندي شه فلان ميكنيم و بهمان ميكنيم حالا از همه ساكت تر دنبال بنزين ازاد يا تبديل ماشينشون به مسافربر شخصي ان. من واقعا در برابر اين حركات هيچ حرفي ندارم....

اما اگه خداي ناكرده خونتون تلوزيون داريد يه نگاه به فرانسه بندازيد و ببينيد كه تو كوچكترين مورد كه به نفعشون نباشه چطوري اعتراض ميكنن و به اون چيزي كه مي خوان ميرسن....

 

      loneshade.blogfa.com

 

      AZADI  LONESHADE

یکشنبه 29 مهر1386
غم ...  

ای غم، سلام آتشین من به تو ، درورد قلبی من به تو ، جان من فدای تو .

تو ای غم بیا و همدم همیشگی من باش . بیا که مصاحبت تو برای من کافی است . بیا که می سوزم ، بیا که بغض حلقومم را می فشرد ، بیا که اشک تقدیمت کنم ،

بیا که قلب خود را در پایت می افکنم .

ای غم ، بیا که دلم گرفته ، روحم پژمرده ، قلبم شکسته و کاسه ی صبرم لبریز

 شده ، بیا و از جهان آزادم کن ، بیا که به وجودت سخت محتاجم .

ای غم ، در دوران زندگی ام بیش تر از هر کس مصاحبم بوده ای ، بیش تر از هر کس با تو سخن گفته ام و تو بیش از هر کس به من پاسخ مثبت داده ای .

اکنون بیا که می خواهم تو را برای همیشه بر قلب خود بفشرم و در آغوشت فرو روم، بیا که دوستی بهتر از تو سراغ ندارم ، بیا که تو مرا می خواهی و من تو را می طلبم، بیا که کشتی مواج تو در دل من جای دارد ، بیا که دل من همچون آسمان به ابدیت و بی نهایت اتصال دارد و تو می توانی به آزادی در آن پرواز کنی .   

               

               lone

 

اي درد اگر تو نماينده ي خدايي كه براي آزمايش من قدم به زمين گذاشته اي تو را مي پرستم ، تو را در آغوش مي كشم و هيچ گاه شكوه نمي كنم .

بگذار بند بندم از هم بگسلد ، هستيم در آتش درد بسوزد و خاكسترم به باد سپرده شود ؛ باز هم صبر مي كنم و خداي بزرگ را عاشقانه مي پرستم .

اي خدا ، اين آزمايش هاي دردناكي كه  فرا  راه من قرار داده اي ؛ اين شكنجه هاي كشنده اي را كه بر من روا داشته اي ، همه را مي پذيرم .

خدايا ، با غم و درد انس گرفته ام . آتش بر من سلامت شده و شكست و نملايمات ، عادي گشته است .

خطر و مرگ ، دوستان صادق من شده اند . از ملاقاتشان لذت مي برم و مصاحبتشان را آرزو مي كنم .

هیچ نمی دانستم که در این دنیا آتشی سوزان تر از آتش وجود دارد ! سوختم ، سوختم ، ولی ای کاش فقط سوزش آتش بود.

ای کاش مرا می سوزاندند ، استخوان هایم را خرد می کردند و خاکسترم را به باد می سپردند و از من ، بینوای دردمند دل سوخته اثری باقی نمی گذاردند .

اي آتش مرا درياب ، مرا درياب كه در آتشي دائمي مي سوزم ، صبرم به پايان

رسيده ، دل پر دردم ديگر طاقت ندارد ، با اشك به خود سكون مي بخشم ، ولي ديدگانم نيز ديگر رمقي ندارند .

 

خدايا ، كودك كه بودم از بلندي آسمان و ستارگان درخشنده اش لذت مي بردم ،

اما امروز از آسمان لذت مي برم زيرا بدون آن خفه مي شوم ؛ زيرا اگر وسعت و عظمت آن از شدت درد روحيم نكاهد ديگر خفه مي شوم .

خدايا به تو پناه مي برم . مهر خود را آن چنان در دلم جايگزين كن كه جايي ديگر براي عشق ديگران نماند . سراپاي وحودم را آنچنان مسخر اراده خود كن كه به ديگري نيانديشم و محلي از اعراب براي اعمال ديگر نماند .

 

دوشنبه 23 مهر1386
استفاده از ماهواره آزاد شد....!؟؟ ...  

سلام

 

قبل از اينكه مطلب جديدم رو شروع كنم از تمام كسايي كه با دادن نظر من رو تشويق و كمك ميكنن كه مطالب جديدتري رو بنويسم ممنونم.

 

اما  مطلب امروز اصلا طولاني نيست فقط در همين دو قسمت خلاصه ميشه كه:

اقاي احمدي نژاد تو سخنرانيش در جواب اينكه شما كه طرفدار آزادي هستيد و از آزادي دم ميزنيد چرا تو كشورتون استفاده از ماهواره غيره مجازه و مردمتون به جز تلوزيون خودتون منبع ديگه اي واسه خبراشون ندارن گفت : استفاده از ماهواره تو كشور ما آزاده و مردم در طيف وسيعي از ان استفاده ميكنن...

 

 

حالا شما بعد از ديدن اين عكس ها  به اين سوال من جواب بديد كه آيا رئيس جمهوري كه به هفت ميليارد نفر به اين راحتي دروغ ميگه اميدي هست به هفتاد ميليون نفر جمعيت بد بخت كشور خودش راست هم

 بگه ؟؟؟؟

 loneshade.blogfa.com

بقیه عکسها رو در ادامه مطلب ببینید.

 


... ادامه مطلب
سه شنبه 17 مهر1386
به معشوقم، به محبوبم ( شهید دکتر چمران ) ...  

به معشوقم، به محبوبم ، به کسی که او را بیش از حد دوست می دارم :

 

تو ای محبوب من ، دنیایی جدید به من گشودی ، تو به من مجال دادی تا پروانه شوم،

تا بسوزم ، تا عشق بورزم ، تا قدرتهای بی نظیر انسانی خود را به ظهور برسانم . تا مظهر عشق شوم ، تا نور گردم ، تا از وجود خود جدا شوم و در اجتماع حل گردم . تا دیگر خود را نبینم و خود را نخواهم . جز محبوب کسی را نبینم و جز عشق و فداکاری طریقی نگزینم . تا با مرگ آشنا شوم و دوست گردم و از تمام قید و بندهای مادی آزاد شوم ...

تو را دوست می دارم و این دوستی بابت احتیاج و یا تجارت نیست . در این دنیا ، به کسی احتیاج ندارم و حتی  گاه گاهی از خدای بزرگ نیز احساس بی نیازی

می کنم ... و از او چیزی نمی طلبم . احساس احتیاج نمی کنم و چیزی نمی خواهم .گله ای نمی کنم و آرزویی ندارم . عشق من به خاطر آنست که تو

شایسته ی  عشق و محبتی ، و من عشق به تو را قسمتی از عشق به خدا می دانم و همچنان که خدای را می پرستم و عشق می ورزم به تو نیز که نماینده ی او

 در زمینی عشق می ورزم و این عشق ورزیدن همچون نفس کشیدن برای من طبیعی است ...

 

عشق هدف حیات و محرک زندگی من است . و زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام .

 عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد و قلب مرا به جوش می آورد و قلب مرا به جوش می آورد . استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند و مرا از خودخواهی و خودبینی می راند . دنیای دیگری حس می کنم و در عالم  وجود محو می شوم . احساس لطیف،قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می کنم . لرزش یک برگ ، نور یک ستاره دور ، موریانه کوچک ، نسیم ملایم سحر، موج دریا و غروب آفتاب همه احساس و روح مرا می رباند و از این عالم مرا به دنیای دیگری می برند ،... این ها همه و همه از تجلیات عشق است ...

به خاطر عشق است که فدا کاری می کنم ، به خاطر عشق است که به دنیا با

بی اعتنایی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم . به خاطر عشق است که دنیا را زیبا

می بینم  و زیبایی را می پرستم . به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم و

او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم ....

می دانم که در این دنیا به عده ی  زیادی محبت کرده ام و حتی عشق ورزیده ام ولی در جواب بدی دیده ام . عشق را ،به ضعف تعبیر می کنند و به قول خودشان ، زرنگی کرده و از محبت سواستفاده می نمایند !

اما این بی خبران ، نمی دانند که از چه نعمت بزرگی که عشق و محبت است محرومند . نمی دانند که بزرگترین ابعاد زندگی را درک نکرده اند . نمی دانند که زندگی آنها جز افلاس و بدبختی و مذلت چیزی نیست ...

و من قدر خود را بزرگ تر از آن می دانم که محبت خویش را ، از کسی دریغ کنم

 حتی اگر آن کس محبت مرا درک نکند و به خیال خود سواستفاده نماید .

من بزرگتر از آنم ، که به خاطر پاداش محبت کنم یا در ازای عشق تمنایی داشته باشم . من در عشق خود می سوزم و لذت می برم و این لذت بزرگترین پاداشی است که ممکن است در جواب عشق من به حساب آید .  

می دانم که تو هم ای محبوب من ، در دریای عشق شنا می کنی ، انسانها را دوست می داری و به همه بی دریغ محبت می کنی و چه زیادند آنها که از این محبت سواستفاده  می کنند و حتی تو را به تمسخر می گیرند و به خیال خود تو را گول

می زنند ... و تو اینها را می دانی ولی در روش خود کوچکترین تغییری نمی دهی ...

زیرا مقام تو بزرگتر از آن است که تحت تاثیر دیگران عشق بورزی و محبت کنی . عشق تو فطری است ، همچون آفتاب بر همه جا می تابی و همچون باران بر چمن و شوره زار می باری و تحت تاثیر سنگ دلان قرار نمی گیری ...

درود آتشین من به روح بلند تو باد که از محدوده ی تنگ و تاریک خودبینی و خودخواهی بیرونست و جولان گاهش عظمت آسمانها و اسما مقدس خداست .

عشق سوزان من ، فدای عشقت باد که بزرگترین و زیباترین مشخصه وجود تو است ،

و ارزنده ترین چیزی است که مرا جذب تو کرده است و مقدس ترین خصیصه ایست که در میزان الهی به حساب می آید .  

   

                            loneshade        

               

                  loneshade.blogfa.com

 

 

 

دوشنبه 9 مهر1386
ریشه سازی مبارزه با بد حجابی ...  

سلام

 

من يه سوال خيلي جا لب واسم پيش امده چي شد مردم ايران كه هميشه مرد عمل بودن يه دفعه تبديل شدن به يه سري ادم كه فقط حرف ميزنن؟؟

واقعا به نظر شما چي شد؟؟

من چند تا خبر جديد رو كه تازه ديدم و شنيدم به شما ميگم و بعد ادامه ي حرف اولم رو ميدم...

اين طرح بسيار عالي مبارزه با بد حجابي وقتي شروع شد من گفتم اين قصه سر دراز دارد اگه يادتون باشه اول گير دادن ها از دانشگاه شروع شد و بعد به خيابونها رسيد اما خدمت عزيزهايي كه خبر ندارن عرض كنم از سال تحصيلي جديد دختر بچه هاي ابتدايي و راهنمايي بايد از زير مقنعه هد بند بزنن و در صورت انجام ندادن اين كار اول يك هفته و بعد واسه كل سال از مدرسه اخراج ميشن و يه نكته جالبتر از سه ماه پيش دختر بچه هاي  پنج  يا شش ساله كه با لباس كوتاه تو برنامه هاي تلوزيوني بيان حق جلو دوربين رفتن ندارن و من ديدم شبكه تهران  برنامه ي رنگين كمان اعلام كرد سه تا كوچولو هم هستن كه به خاطر پوشش نا مناسب شون نميتونن تو برنامه حاظر شن و از پدر مادرها هم خواهش ميكنم لباسهاي مناسب تن بچه ها كنن كه ما بتونيم  نشونشون بديم....

نظر شماچيه ايا يه بچه ي پنج ساله به جايي رسيد كه بايد لباس خاصي بپوشه يا اينكه ارزش داره اشك يه كوچولوي ناز رو كه با هزار اميد و ارزو اومده تو برنامه در بياريم اونم به خاطر لباسي كه تنشه ؟؟؟؟  واقعا اينقدر مهمه؟؟؟نميدونم....

اما ادامه ي حرف اولم....

تو مترو سوار ميشي  شرو ميشه خدا لعنتشون كنه مملكت فلانه گرونييه زندگي سخته و هزار حرف ديگه اما وقتي ميپرسي مرد عمل هستن يا نه همه جا ميزنن و ميگنن ميگيرن ميبندن ميكشن...

خوبه پس تا اخر عمر هر بلايي سرتون امد حرف نزنيد چون ميگيرن ميبندن ميكشن...

چهارشنبه 4 مهر1386
هدیه ...  

هديه

( بهترين هديه اي كه مي توانيم به خودمان بدهيم )

 

تو قبلا ميدانستي " هديه "  چيست.

مي دانستي كجا پيدايش كني.

و مي دانستي چگونه مي تواند  تو را شادتر و موفق تر كند .

وقتي كوچك بودي، خيلي خوب  مي شناختي اش.

اما راحت فراموشش كرده اي.

"هديه"

گذشته يا آينده نيست.

"هديه"

همين لحظه است !

"هديه"

الان است !

 

 حتي در سخت ترين موقعيت ها ،

وقتي شما روي انچه در ان لحظه  خوب ومطلوب  است تمركز مي كنيد،

 شادتر و سر زنده تر مي شويد.

و انرژي ، اعتماد به نفس و جرات لازم براي رويارويي با

انچه در ان لحظه مطلوب نيست را پيدا مي كني .

حضور در زمان حال ،

يعني دور كردن حواس پرتي ها

و توجه به انچه در همين لحظه اهميت دارد

تو   "هديه" خودت را با متمركز كردن توجه ات  به انچه امروز و همين حالا

در جريان است ، خلق مي كني .

 

رها كردن گذشته اگر چيزي از ان نياموخته باشي، مشكل است .

به محضي كه از ان درس بگيري و اجازه دهي دست از سرت بردارد، 

در حقيقت، زمان حالت را بهبود بخشيده اي .

هر زمان حس كرديد در زمان حال،  

خوشحال نيستيد يا با عدم موفقيت روبرو شده ايد

وقتش رسيده از گذشته بياموزيد  يا  براي اينده برنامه ريزي كنيد .

به انچه در گذشته اتفاق افتاده نگاه كن .

چيزهاي با ارزشي از ان بياموز .

از انچه اموخته اي براي بهينه كردن زمان حالت استفاده كن .

 

تو نمي تواني گذشته را عوض كني،

 اما مي تواني از ان درس بگيري

و در موقعيتهاي مشابه، متفاوت عمل كني

 تا در زمان حال   شادتر و موفق تر باشي .

 

هيچكس قادر به پيشگويي يا كنترل اينده نيست .

اما هر چه بيشتر براي به وقوع پيوستن رويا هاي  اينده ات برنامه ريزي كني،

نگراني و اضطرابت در زمان حال كمتر خواهد شد .

و اينده برايت شناخته شده تر مي شود .

 

از همين امروز  تصوير ان اينده فوق العاده را ترسيم كن .

براي تحقق ان، يك برنامه ي واقع بينانه بريز

برنامه ي خود را در زمان حال به مرحله ي عمل در اور .

 

عكس العمل تو بستگي به هدفت دارد .

وقتي مي خواهي خوشحال تر و موفق تر باشي، وقتش رسيده در زمان حال حضور پيدا كني .

وقتي مي خواهي حال را بهتر از گذشته كني  ، وقتش رسيده از گذشته بياموزي .

 وقتي مي خواهي اينده از حال بهتر شود،  وقتش رسيده براي اينده برنامه ريزي كني .

وقتي در كار و زندگي هدف داري 

وتوجه ات به ان چيزي است كه در لحظه ي حاضر اهميت دارد

در مديريت، رهبري، حمايت، دوستي و عشق موفق تري .

 

موفقيت  يعني رسيدن به حداكثر توانمندي خود

  و پيشروي به سوي اهداف متعالي .

تعاريف ذهني ما از موفقيت ،  متفاوت است .

هديه

سه روش براي استفاده از لحظات همين امروز

"حضور در لحظه ي حال "

وقتي مي خواهي شادتر و موفق تر باشي

روي انچه همين الان در جريان است ، تمركز كن .

توجه ات به چيز هاي با اهميت امروز باشد .

 

" آموختن از گذشته "

وقتي مي خواهي زمان حال را از گذشته بهتر كني

به انچه در گذشته اتفاق افتاده نگاه كن .

نكات با ارزش ان را بياموز .

اكنون جور ديگري عمل كن .

 

" برنامه ريزي آينده "

وقتي مي خواهي آينده را بهتر از امروز كني

تصوير يك اينده فوق العاده را پيش چشمت ترسيم كن .

براي به وقوع پيوستنش برنامه بريز .

برنامه ي خود را در زمان حال به مرحله عمل دراور .

 

هديه!!

كتاب "هديه"  تاليف "دكتراسپنسر جانسون"

ترجمه ي مامك بهادرزاده

 

سه شنبه 3 مهر1386
نمی نویسم ...  
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
........................................
گاه گاهی که دلم می گیرد به تو می اندیشم خوب در یادم هست چه شبی بود آن شب! تو همان نوگل دیرینه و من برگ زردی که فتاده است به خاک و من اندر عجب این دیدار که تو بعد از سال ها هم چنان زیبایی! کاش می دانستی که چه کردی با من در همان لحظه که لبریز ز شوقت بودم چشم بر گرداندی و مرا سوزاندی

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد
وسعت تنهاييم را حس نکرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه ي پنهانيم را حس نکرد
در هجوم لحظه هاي بي کسي
درد بي کس ماندنم را حس نکرد
آنکه با آغاز من مانوس بود
لحظه ي پايانيم را حس نکرد.

به خورشید گفتم : گرمی ات را به من بده تا به تو بدهم ، گفت :دستانش گرمای مرا دارند.
به آسمان گفتم : پاکی ات را به من بده ، گفت : چشمانش پاکی مرا دارند .
از دشت سبزی زندگی اش را خواستم ، گفت زندگیت سبز تر اوست .
از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم ، گفت : قلبت به اندازه اقیانوس است و آرامشت نیز.
از ماه تابندگی صورتش را خواستم ، گفت : وقتی نگاهش می کنم خجل میشوم .
به فکر فرو رفتم من در اقبال دستان گرمت ، چشمان پلکت ، سبزی زندگیت ، بزرگی و آرامش قلبت و صورت ماهت هیچ ندارم که به تو هدیه کنم جز .... این ... بگیر نترس ، می تپید برای تو و من چیزی

ندارم جز قلبم .

      loneshade

خسته ام از این دنیای به ظاهر زیبا
از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا اند
خسته ام از دوری , از درد انتظار از این بیماری نا علاج
خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ ... خسته ام
آری پروردگارا ؛ از این دنیا خسته ام از آدم هایش
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام

بگذار امشب تمام وجودم را بسوزانم.تمامش را...که چیزی جز خاکستر نماند.بگذار دوباره برویم اما این بار دیگر نه زمینی!بگذار آسمانی باشم.بگذار باران خاکستر مرا بشوید و خورشید آنچنان بخارش کند که همه اش آسمان شود.من چیزی از این زمین نمی خواهم همه اش سهم تو...سهم دستهای تو،چشمهای تو،قدمهای تو...

مهمه كه بتوني دختري رو پيدا كني كه باباش پولدار باشه، دختري كه خوش تيپ باشه، دختري كه دوستت داشته باشه............................... ولي مهم تر از همه اينه كه اين 3 تا دختر نبايد همديگر رو بشناسن

یکشنبه 1 مهر1386
عاشق ...  
 

عاشق بودن تجربه تمامی احساسات بیرون از عشق و از نو بازگشت به عشق است. عاشق بودن تحمل رنج و درد و توانایی غلبه و از یاد بردن این رنج و درد است.

 

عاشق بودن همان است که بدانی دیگری کامل نیست بتوانی بخش های نازیبا را ببینی ولی بر بخش های که دوست می داری تاکید کنی و شادمانه هر دو را بپذیری

 

 

عاشق بودن برپاساختن ستونهای استوار بر بنای احساسات است ولی جایی نیز برای تغییر بگذار چون داشتن احساس یکسان در تمام عمر جایی برای رشد، تجربه و آموختن نمی گذارد.

 

عاشق بودن در پذیرفتن ایده ها و واقعیت های نو است، دانستن آن است که دیگری نیز آنچه که بوده باقی نمی ماند و تغییر آرام آرام و او را دگرگون می کند.

 

عاشق بودن بخشیدن تا سر حد فقر است، والاترین هدیه ها بین دوستان اعتماد است، و درک متقابل ایندو ارمغان عشق اند. عشق ایثار چیزی بیش از تمامی خود است، تنها در طلب لبخندی کوچک

 

عاشق بودن دیدن نه تنها با چشم که با دل است، پرورش بینشی در ژرفای احساس خود و دیگری است، داشتن درکی نیکو از پیوند میان دو انسان است.

 

عاشق بودن یعنی آماده تا بگویی : « اینک من و دوستت دارم بسیار و بسیار که ندای تمامی وجودم است »، نه اینکه هر دم به رنگی درآیی و هر روز نوایی دگر ساز کنی تا پذیرفته شوی بلکه چنان تغییر کنی تا نور خوبیها ظلمت کمبودهایت را بپوشاند

 

عشق يعني لايق مريم شدن ... عشق يعني با خدا هم دم شدن ... عشق يعني جام لبريز از شراب ... عشق يعني تشنگي يعني سراب ... عشق يعني خواستن و له له زدن ... عشق يعني سوختن و پر پر زدن ... عشق يعني سال هاي عمر سخت ... عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ ... عشق يعني با " خدا يا " ساختن ... عشق يعني چون هميشه باختن .... يعني حسرت شب هاي گرم ... عشق يعني ياد يک روياي نرم .... عشق يعني يک بيابان خاطره ... عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره

 loneshade