تبليغاتX
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
چهارشنبه 30 آبان1386
برنامه های کشور در سال 2008 ...  

سلام

مطلب امروز من راجع به يه موضوع قديمي ، اما نه خيلي قديمي 6 يا 7 ماه پيش بود كه شروع كردن به مبارزه با بد حجابي يا همون مفاسد اجتماعي و همه ميگفتن 20 روز گير ميدن و تموم ميشه اما به همون عزيزا كه اين حرفارو ميزدن ميخوام بگم 7 ماه گذشته و ماموران عزيز نيروي انتظامي هنوز مشغول هدايت افراد به سمت بهشت هستن...

خدا اجرشون بده ...

تو اين سرما ميان دم در مترو هفت تير ، بهارستان يا چهار راه دانشگاه ، ميدون انقلاب  ، ميدون وليعصر ، صادقيه كه چي بشه من و تو بريم بهشت ؛ ما هم يه سري ادم قدر نشناس ، وقتي اينها مارو هدايت ميكنن ما شروع ميكنيم به داد و بيداد و اونها واسه اينكه در وقت صرفه جويي بشه و نوبت به افراد بيشتري برسن مجبور ميشن به چوب و چماق متوسل بشن و در اخر هم يه تعهد نامه و

خدا حافظ ...

 

من فكر ميكردم تو فصل سرما اين كار ادامه پيدا نكنه اما سردار واسه محكم كاري ورژن جديد طرحش روبا نام مبارزه با بد حجابي در فصل سرما  به بازار ارائه كرد.

 

منم كه ديدم ظاهرا اين طرح كه قرار نيست تموم شه طرح هاي ديگه هم تو راهه ، يه حدس هايي زدم كه واستون مينويسم.

 

احتمالا ما در سال 2008 يه سنت گرايي مدرن خواهيم داشت يه اين صورت كه :

 

1.    به برادرهاي بسيجي اجازه داده خواهد شد كه هر جا خانم با ارايش ديدن اجازه دارن صورتش رو با تيغ خط خطي كنن و اگر پسر با موهاي بلند يا شلوار تنگ ديدن ميتونن با تيغ(كه در دست بسيجي همچون شمشير براي جهاد در راه اسلام است و با خط خطي كردن صورت هر دختر و يا پاره كردن لباس هر پسر مقداري از بهشت به اونها واجب ميشه) موهاشون رو ببرن و يا شلوار يا لباساشون رو جر بدن.

 

2.    تابلو هاي سردر مغازه ها كه حروف اينگليسي توش باشه رو بكنن و زير پاشون له كنن تا مرگ بر آمريكا...

 

3.    چادر با روبند به عنوان لباس ملي خانم ها و پيراهن و شلوارهاي پارچه اي فقط در سايز XL 3 به عنوان لباس ملي اقايان اعلام ميشه ولي چون كشور ما يه كشور ازاد هست ميتونن لباسي غير از لباس ملي بسته به سليقه ي خودشون انتخاب كنن( البته يه چيزي يادم رفت بگم برادرهاي بسيجي طي يك عمليات شهادت طلبانه  قبلا هرگونه لباسي رو جز اين دو نوع لباس از مغازه ها جمع كردن).

 

4.    سه مورد قبلي زياد مدرن نبودن اما چون اين برنامه ها واسه سال 2008 و بايد از وسايل مدرن استفاده بشه اخرين مورد اين برنامه رو اين گونه اجرا ميكنه كه: وصل كردن GPS  به هر كدوم از هم وطنان عزيز يراي اينكه چك كنن ببينن نماز جمعه و راهپيمايي و انتخابات و... ميرن يا نه كه براي هر بار شركت نكردن در اين مراسم ها قوه ي قضائيه يه مجازاتي رو در نظر ميگيره...

 

 خوب به نظر شما با اين برنامه ها ، 7 طبقه ي بهشت واسه اين همه ادم بهشتي كم نيست؟؟؟؟

 

راستي ستاد امور جوانان رياست جمهوري به هر كس كه براي تكميل اين برنامه نظر هاي خوب و مفيدي داشته باشه جوايز نفيسي مثله  نفر اول به ارتفاغ برج ميلاد چفيه ي تبرك شده به دست داش محمود و دوستان ، نفر دوم اولين تيزي استفاده شده توسط داش محمود در اول انقلاب و .... رو اهدا خواهد كرد.  

یکشنبه 27 آبان1386
احمدی نژاد و حمله آمریکا به ایران! ...  

احمدی نژاد:«ارتش آمریکا فرسوده و آسیب پذیر است»

 

آقای دکتر در گفت وگو با شبکه تلويزيونی عربستان سعودی، العربيه، درباره «حمله احتمالی آمريکا عليه ايران» گفت:«ما احتمال عملی شدن چنين حمله‌ای را نمی‌دهيم. اين تهديدها بيشتر در حد حرف و تبليغات روانی است، جنگ فقط، به حمله هوايی محدود نمی‌شود. آيا کشور گسترده‌ای مانند ايران را می‌توان با حمله به چند منطقه از پا درآورد؟ ايران بسيار بزرگ و عظيم است (البته منظورشون همون گنده است) و آمريکا بسيار آسيب پذير است. زمانی که جنگی آغاز شود پايان آن، در دست امريکايی ها نخواهد بود، آنها به خوبی اين موضوع را درک می‌کنند.ادامه و پايان جنگ در اختيار ملت ايران خواهد بود».

دکتر همچنين، درباره برنامه هسته ای ايران گفت:«از نظر تهران موضوع هسته‌ای پايان يافته (ابته من هر جایی رو گشتم و از نظر هر کی دیدم این پرونده هنوز بازه البته به غیر از تلویزیون خودمون!!!)و ديگر مساله‌ای وجود ندارد و همين امر باعث شده تا آمريکا از اين موضوع خوشحال نباشند.»

به گزراش خبرگزاری رويترز، آقای احمدی نژاد در حالی امکان وقوع هرگونه جنگی در منطقه را رد می کند که کشورهای حاشيه جنوب خليج فارس نگران رويارويی تهران و واشنگتن، بر سر بحران هسته ای جمهوری اسلامی، هستند. منبع خبر  

توضیح : البته من فکر کنم اگه توضیح ندو بهتره! همه چی واضحه!

جمعه 25 آبان1386
شمعی بود ...  

 

شمعي بود از دنياي خود جدا شد و به پهنه هستي عالم ، قدم گذاشت . به دام عشق پروانه افتاد ، اسير شد ، سوخت و گرفتار شد ...

اما از خواب بيدار شد و هر كس به سوي كار خويش رفت . همه رفتند و او را تنها گذاشتند .  شمعي

دور افتاده .

شمع بودم ، اشك شدم . عشق بودم ، اب شدم . جمع بودم ، روح شدم . قلب بودم ، نور شدم . آتش بودم ، دود شدم .

 

lone

 

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت

بيچاره از اين عشق سوختن آموخت

فرق من و پروانه در اين است

پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت.

پنجشنبه 24 آبان1386
حمله آمریکا به ایران ...  

بيش از 25 تعرض آمریکا به حريم هوايي خرمشهر در 80 ساعت گذشته

خبر :
نيروي هوايي آمريكا در 80 ساعت گذشته بيش از 25 بار به حريم هوايي خرمشهر تعرض كرده است. به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری «انتخاب»، آمريكا به بهانه كنترل ورود سلاح به عراق، دست به پروازهاي جاسوسي بر فراز خاك جنوب ايران و نواحي هم مرز خوزستان با استان بصره مي زند و در اين اقدام از هواپيماهاي بسيار پيشرفته خود سود مي جويد. آمریکایی ها به احداث سكوهاي بتوني براي موشك اندازها و سنگرسازيهاي ايران در مناطق مرزي ايران با عراق (در محدوده خرمشهر و آبادان با بصره و سواحل اين استان عراقي) حساس شده اند و مي گويند ايران در اين منطقه موشك مستقر كرده است
منبع خبر : http://www.tiknews.net/display/?ID=48449&page=1

توضیح :
البته ماها که دکتر رو میشناسیم(اونایی که نمی شناسن می تونن به مطلب قبلی من به عنوان به افتخار آقای مهندس! مراجعه کنند) و میدونیم که ایشون مهندس تشریف دارند و همیشه اهل حساب و کتابن و هیچ حرفی رو الکی و اله بختکی نمی زنن و با توجه به اینکه ایشون بعد از ساعتها محاسبات و تلاشها و بررسی حالات و احتمالات مختلف میگن جنگ نمیشه نمی دونم این منتقدین بزغاله چرا حرف الکی می زنن...!؟ چرا آخه خجالت نمی کشین؟؟ چرا به دکتر گلم اعتماد نمی کنین؟؟؟ چرا شایعه پراکنی می کنین؟؟ اگه از  خدا نمی ترسین از وزارت اطلاعات بترسین...! به خدا دامنتونو می گیره ها...!
پنجشنبه 24 آبان1386
مرگ بر امریکا ...  

سلام

يه خبر جالب جناب معاون دفتر اينترنت دادسراي انقلاب تهران فرمودند ميخوان ازين به بعد متن اس ام اس هارو چك كنن و در صورت وجود برخي كلمات به فرستنده اخطار بدن و بعد از 3 بار اخطار  همون قضييه ي معروف عرب و ني و ...

در ضمن حكم توقيف موقت MMSهم كه قبلا صادر شده و در پي محدود كردن و در صورت امكان چك كردن بولوتوث ها هم هستن و البته دليل اين كارها رو هم نگراني خانواده ها از چيزهايي كه فرزندان دلبندشون ميبينه و ميخونه اعلام كردن

اولا اگر sms ي فرستاده ميشه مطمئنا اون رو خوندن و از متنش خوششون اومده و قبولش داشتن كه واسه كس ديگه هم ميفرستن و من خودم اگه sms ي واسم بياد كه خوشم نياد سريع پاكش ميكنم  واسه كسي هم نميفرستم پس ما از جناب معاون ميخايم لطفا مثل خيلي ديگه از كاراي دولت نظر خودشون رو به عنوان مرجع قرار ندن. و ضمنا  نفرماين كه ما وارد حريم خصوصي كسي نميشيم چون داخل sms ي كه من نوعي ميفرستم چه فحش باشه چه گل و بلبل به خودم مربوطه و دخالت هر فرد ديگه اي داخل اون چه بطور مستقيم و چه بطور غير مستقيم وارد شدن به حريم خصوصي منه.

خيلي جالبه دولتي كه صبح تا شب تلاش ميكنه بگه امريكا اله و بله خودش حتي اجازه نميده يه متن بدون كنترل از زيره نظرش رد بشه ميخوام بدونم امريكا حقوق شهروندي رو زير پا ميزاره يا ايران با اين قانوناش؟؟؟

راستي ديشب يه گزارش ويژه كه 60 بار از رسانه ي ملي پخش شد رو ديدم كه ميگفت ما كه ميگم مرگ بر امريكا اين تو وجودمونه و بدون دليل نيست و فقط طوطيوار به زبون نمياريم اين از نفرتي كه از امريكا داريم اما دوستاي عزيز واقعا اين درسته يا شما هم مثل من...

تا مطلب بعدي...

سه شنبه 22 آبان1386
به افتخار آقای مهندس!! ...  
من مهندسم جنگ نمی شود

محمود احمدی‌نژاد در روزهای اخیر از سوی برخی چهره های جریان اصلاح‌طلب مورد این پرسش قرار گرفت که با استناد به چه اسنادی مذاکره کنندگان دولت قبل در بحث هسته‌ای را ترسو قلمداد می کند، و بر چه پایه‌ای پرونده هسته‌‌ای را مختومه می داند. اکبر هاشمی رفسنجانی نیز در روز جمعه پرونده هسته‌ای را همچنان مفتوح و در مرحله حساسی ارزیابی کرد..

احمدی‌نژاد با منتفی دانستن جنگ علیه ایران اظهار داشت : "ان‌شاءالله یک روزی بشود که من خاطرات خود را از آن روزها بیان کنم و تاریخ را در این زمینه بگوییم. روزهایی بود که از داخل برخی چه فشارهایی را به ما می‌آوردند که در این زمینه کوتاه بیایید وگرنه جنگ می‌شود و مسائل این‌چنینی را مطرح می‌کردند. من در بعضی از جلسات به این دوستان می‌گفتم که من یک مهندسم و مسائل را تحلیل و استدلال می‌کنم، به آنها می‌گفتم که دشمنان جرات جنگ کردن با ما را ندارند. برخی حرف من را زیر سئوال می‌بردند ولی من برای آنها دو دلیل می‌آوردم؛ اول این‌که به آنها می‌گفتم من مهندسم، اهل حساب و کتاب هستم، جدول می‌کشم، ساعت‌ها فرض‌ها را می‌نویسم، رد می‌کنم، استدلال می‌کنم و با استدلال برنامه‌ریزی می‌کنم و به پیش می‌روم، آنها قادر نیستند برای ایران مشکلی ایجاد کنند. آنها اکنون در افغانستان و عراق مانده‌اند و آن‌جا مشکل دارند و ناتوان شده‌اند. دومین دلیلی که من برای آنها می‌آوردم این بود که من حرف‌های خداوند را باور کرده‌ام. خداوند گفته است کسانی که در راه درست حرکت می‌کنند پیروز می‌شوند. رهبر عزیز ایران و ملت عزیز ایران ایستاده‌اند و حرف خداوند را گوش می‌کنند و قبول دارند. شما چه دلیلی دارید که خداوند به وعده‌هایش عمل نکند. من خاطرات زیادی از این ماجرا دارم. کسانی برای کوتاه آمدن و سازش به ما فشار می‌آوردند که من اگر اسم آنها را بیاورم شما تعجب می‌کنید و می‌گویید این آقا هم؟ و من هم باید بگویم بله، این آقا هم. اکنون آنها متوجه شده‌اند که این مسئله به پایان رسیده است. البته دو، سه تا هستند که هنوز برای حفظ حیثیت و وجهه ابرقدرتی خود دست و پا می‌زنند ولی کاری نمی‌توانند بکنند."

 نتیجه اخلاقی: حله دیگه آقا!! پاشید برید خونه هاتون! برید راحت بگیرید بخوابید، همه چی حله!

سه شنبه 22 آبان1386
شكلات ...  

شكلات

با يه شكلات شروع شد ، من يه شكلات گذاشتم تو دستش ، اونم يه شكلات گذاشت تو دست من. من بچه بودم ، اونم بچه بود . سرمو بالا كردم ، سرشو بالا كرد،  ديد كه منو مي شناسه . خنديدم ؛ گفت: دوستيم ... گفتم : دوست دوست . گفت: تا كجا ؟ گفتم دوستي كه تا نداره ؛  گفت : تا مرگ ؟ خنديدم و گفتم : من كه گفتم تا نداره ! گفت باشه، تا پس از مرگ . گفتم : نه نه نه نه ، تا نداره . گفت : قبول ، تا اونجا كه همه دوباره زنده مي شن ، يعني ‍زندگي پس از مرگ ، بازم با هم دوستيم ، تا بهشت ، تا جهنم ، تا هر جا كه باشه منو تو با هم دوستيم . خنديدم ؛ گفتم : تو براش تا هر كجا كه دلت مي خواد يه تا بذار ، اصلا يه تا بكش از سر اين دنيا تا اون دنيا ، اما من اصلا براش تا نمي ذارم . نگام كرد ، نگاش كردم . باور نمي كرد ، مي دونستم اون مي خواست حتما دوستي ما تا داشته باشه ، دوستي بدون تا رو نمي فهميد...

                 زندگي يعني چكيدن         همچو شمع از گرمي عشق

                 زندگي يعني لطافت          گم  شدن  در  نرمي  عشق

 

  گفت : بيا برا دوستيمون يه نشونه بذاريم . گفتم باشه ، تو بذار . گفت : شكلات .

هر بار كه همديگه رو مي بينيم  يه شكلات مال تو ، يكي مال من . گفتم باشه .

هر بار يه شكلات مي ذاشتم تو دستش ، اونم يه شكلات تو دست من ؛ باز همديگه رو نگاه مي كرديم يعني كه دوستيم ، دوست دوست . من تندي شكلاتمو باز ميكردم،مي ذاشتم تو دهنم

و تند و تند مي مكيدم . مي گفت : شكمو ، تو دوست شكموي مني ؛ و شكلاتش رو مي ذاشت

 تو يه صندوقچه ي كوچولوي قشنگ .

مي گفتم بخورش . مي گفت : تموم مي شه ، مي خوام تموم نشه ، برا هميشه بمونه . صندوقش پر از شكلات شده بود . هيچ كدومشو نمي خورد . من همشو خورده بودم .

گفتم اگه يه روز شكلاتاتو مورچه ها بخورن يا كرما ، اونوقت چيكار مي كني ؟  گفت : مواظبشون هستم ؛ مي گفت مي خوام نگهشون دارم تا موقعي كه دوست هستيم. اما من شكلاتامو مي ذاشتم تو دهنمو مي گفتم :نه نه نه نه ، تا نه . دوستي كه تا نداره .

              تو كدوم كوهي كه خورشيد               از تو دست تو مي تابه

              چشمت  چشم  ابر  ايثار                   روي سينه تو  خوابه 

 

يك سال ، دو سال ، چهار سال ، هفت سال ، ده سال ، بيست ساله شده ، اون بزرگ شده ، منم بزرگ شدم ، من همه شكلاتامو خوردم ، اون همه ي شكلاتاشو نگه داشته ...

اون  آمده امشب تا خداحافظي كنه ، مي خواد بره ، بره اون دور دورا ، ميگه مي رم اما زود برميگردم . من كه مي دونم  مي ره و ديگه برنمي گرده . يادش رفت شكلات به من بده ، من كه يادم نرفته ، يه شكلات گذاشتم كف دستش . گفتم اين برا خوردنه ، يه شكلاتم گذاشتم كف اون دستش ، اينم آخرين شكلات براي صندوق كوچيكت ، يادش رفته بود صندوقي داره برا شكلاتاش ؛ هر دو تا رو خورد .

خنديدم ، مي دونستم دوستي من تا نداره ، مي دونستم دوستي اون تا داره مثل هميشه . خوب شد همه ي شكلاتامو خوردم ، اما اون هيچ كدومشو نخورده ، حالا با يه صندوق پر از شكلاتاي نخورده چيكار مي كنه ؟!!

 

                اين ديگه فكر نداره                   وقتي ميشنوي مي گم   

                   تو برو باهام  نمون                   حتي  اسممو   نيار  

                   اگه  يه  شب  ديگه                    زير بارونا قدم زدي  

         بدون كه تمام فكر من پيش تو بود        مثل تو  تو زندگيم هيچ كسي نبود

    

كاشكي تو نگاه آخر

عشقو تو چشام مي ديدي

تو چي كردي با دل من

عشقمو انگار نديدي

قلب تو انگاري نشنيد

التماس اون چشامو

تو چي كردي با دل من

نديدي غم نگامو

به دلم مونده يه بار،

 يه روزي يه جايي بگي مي خوامت

بگي فقط  واسه من عزيزي و هست چشام بنامت .

 

 

lone

 

چهارشنبه 16 آبان1386
چه کسی 17 داد... ...  

 سلام

بعضي وقتها يه سري آماراز برنامه هاي صدا وسيما اعلام ميشه كه ادم شاخ در مياره اونم نه دو تا شاخ 4تا...

تو همين همايش چند روز پيش صدا و سيما   اقاي ضرغامي فرمودند كه طي نظر سنجي انجام شده مردم از نظر اعتماد به رسانه ي ملي نمره ي 17از 20 رو به اين رسانه دادن . من نميدونم اين 85% كجان كه من نميبينمشون چطور تو تاكسي، تو مترو، تو اتوبوس ،همه راجع به دروغ بودن خبرها ي صدا و سيما واز قبیل این صحبت ميكنن. اين نظر سنجي كجا انجام شده؟؟؟

اگر تو اينترنت بوده كه من روزي حداقل 1ساعت تو اينترنت واسه گرفتن خبرهاي جديد گشت ميزنم و مطمئنا ميديدم و اگر به صورتهاي ديگه انجام ميشد باز هم مطمئنا خبر دار ميشدم اما خيلي جالبه كه نه من بلكه اكثر كسايي هم كه ازشون پرسيدم خبري از اين نظر سنجي نداشتن...

به همين دليل من فقط يه فكر به مغزم رسيد اونم اين كه يه شب كه جناب مهندس فاميل هارو واسه صرف شام دعوت كرده بودن و اتفاقا تعدادشون هم 20 نفر بود يهووو يه لامپ بالا سرشون روشن شد و فرمودند : اونهايي كه به برنامه هاي صدا و سيما و خبرهاي پخش شده از اين رسانه اطمينان دارن دستاشون بالا، 17 نفر دستاشون رو بالا بردند( كه البته اگر من هم بودم و ضرغامي با چهره ي مهربونش رو به روم بود و شام هم بهم داده بود دستم رو بالا ميبردم)و 3نفر هم دستاشون پايين بود(البته نه به اين دليل كه اعتماد ندارن نه... اين 3نفر خواهر خانم مهندس، شوهر اين خانم ، وفرزند دلبندشون بودن كه چون مهندس شغل دلخواه شون رو به اين اقازاده نداده بودن دستشون به نشانه ي اعتراض پايين بود) به اين ترتيب با اين نظر سنجي خطير مهندس متوجه شده كه مردم نمره ي 17 به رسانه ی ملي دادن...

البته شايد هم من اشتباه ميكنم و جريان يه جور ديگه بوده شما چي فكر ميكنيد؟؟؟

اگه حوصلتون كشيد شما هم اين فكرتون رو واسه من ، تو قسمت نظرات بزاريد تا

من بزرام همه بخونن و كيف كنن...

 

راجع به مطلب قبلي من (دولت شايسته سالار) يه سري رابطه ي فاميلي جالب هم پيدا كردم كه ميزارم واستون تا بهتر و دقيقتر معني شايسته سالاري رو بفهميد...

محمود احمدي نژاد = رئيس جمهور

داوود احمدي نژاد =  رئيس سازمان بازرسي ويژه رياست جمهوري = برادر رئيس جمهور

پروين احمدي نژاد = معاون مركز امور زنان رياست جمهوري و عضو شوراي شهر تهران = خواهر رئيس جمهور

حسين شبيري= رئيس صندوق مهر رضا = شوهر خواهر رئيس جمهور

علي اكبر محرابيان = رئيس ستاد طرح هاي ويژه رياست جمهوري و تبصره 13 =

خواهر زاده ي رئيس جمهور

مهندس زریبافان(دبیر هیات دولت):
داوود مددی: رییس سازمان تامین اجتماعی=  باجناق زریبافان
سیدمحسن نبوی : عضو هیات مدیره ی شرکت سرمایه گذاری خارجی = داماد زریبافان
علیرضا مددی : مدیرکل وزارتی وزارت تعاون = برادرزاده ی باجناق زریبافان
ناظمی اردکانی : وزیر تعاون = شوهر عمه ی داماد زریبافان
دانش جعفری : وزیر اقتصاد = پسر عمه ی پدر داماد زریبافان
هاشمی ثمره(مشاور عالی ، رییس ستاد انتخابات کشور و همه کاره ی رییس جمهور):
مهندس مهدی هاشمی ثمره : مدیرکل وزارتی وزیر نیرو = برادر هاشمی ثمره
خانم قند فروش : مشاور خانواده وزیر کشور = زن برادر هاشمی ثمره
عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون وزیر صنایع = برادر هاشمی ثمره
 الان حال كرديد شايسته سالاري رو؟؟؟؟

 

   lone

 

تا مطلب بعدي...

 

چهارشنبه 16 آبان1386
خدایا ...  

خدايا خسته و وامانده ام ، ديگر رمقي ندارم ، صبر و حوصله ام پايان يافته ، زندگي در نظرم سخت و ملالت بار است ؛ مي خواهم از همه فرار كنم ، مي خواهم به كنج عزلت بگريزم . آه دلم گرفته ، در زير فشار خرد شده ام .

خدايا به سوي تو مي آيم و از تو كمك  مي خواهم ، جز تو دادرسي و پناهگاهي ندارم ، بگذار فقط تو بداني ، فقط تو از ضمير من آگاه باشي . اشك ديدگان خود را به تو تسليم مي كنم.

خدايا كمكم كن ، ماه هاست كه كمتر به سوي تو آمده ام ، بيشتر اوقاتم صرف ديگران شده .

خدايا عفوم كن . از علم و دانش ، كار و كوشش ، از دنيا و ما فيها ، از همه ي دوستان ، از دانشگاه و استاد ، از زمين و آسمان خسته و سير شده ام .

خدايا خوش دارم مدتي در گوشه ي خلوتي فقط با تو بگذرانم . فقط اشك برزم ، فقط ناله  كنم و فشار ها و عقده هاي دروني ام را خالي كنم .

اي غم ، اي دوست قديمي من ، سلام بر تو ، بيا كه دلم به خاطرت مي تپد .

اي خداي بزرگ ، معني زندگي را نمي فهمم . چيزهايي كه براي ديگران لذت بخش است ، مرا خسته

 مي كند . اصلا دلم از همه چيز سير شده است ، حتي از خوشي و لذت متنفرم . چيزهايي كه ديگران به دنبال آن مي دوند ، من از آن مي گريزم . فقط يك فرشته ي آسماني است كه هميشه بر قلب و جان من سايه مي افكند . هيچ گاه مرا خسته نمي كند . فقط يك دوست قديمي است كه از اول عمر با او آشنا شده ام و هنوز از مجالست او لذت مي برم .

فقط يك شربت شيرين ، يك نور و يك نغمه دلنواز وجود دارد كه براي هميشه مفرح است و آن دوست قديمي من غم است .

 

 lone    

 

چهارشنبه 16 آبان1386
یار دبستانی... ...  

ياران دبستاني ما

                    چون سپيداران

                                     ريشه در خاك

                                                  ايستاده در برابر باد

                                                               مي مانند استوار...

 

 اين مطلب و شعر كوتاه رو واسه دوستاي عزيزم احسان منصوري ،

 احمد قصابان  و مجيد توكلي مينويسم كه اگر در جريان ماجراهاي دانشگاه امير كبير(پلي تكنيك) باشيد، به لطف برادراي بسيجي و پاپوشي كه واسشون دوختن الان تو زندان هستن و به هفت سال و نيم زندان محكوم شدن فقط به خاطر اينكه از دولت انتقاد كردن...

حالا لطفا تمام كساني كه دوست دارن اين سه عزيز ازاد شن ،نظر بدن مرسي...

 

اواز عاشقانه ي ما در گلو شكست 

حق با سكوت بود صدا در گلو شكست

ديگر دلم هواي سرودن نمي كند

تنها بهانه ي دل در گلو شكست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گريه هاي گره خورده در گلو شكست

اي داد كس به داغ دل باغ دل نداد

اي واي هاي هاي عزا در گلو شكست

آن روزهاي خوب كه ديدم خواب بود  

خوابم پريد و خاطره ها در گلو شكست

"بادا" مباد است و "مبادا" به باد رفت

"ايا"زياد رفت و "چرا" در گلو شكست

فرصت گذشت و حرف دل نا تمام ماند  

نفرين و افرين و دعا در گلو شكست

                                           

                                                          "قيصر امين پور"

 

                                                           (روحش شاد)