تبليغاتX
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
چهارشنبه 28 آذر1386
آب زنید راه را! ...  

دادگاه دانشجویان امیرکبیر را تبرئه کرد، نشریات جعلی بودند





طبق حکم صادره توسط دادگاه عمومی برای ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی از اتهام انتشار نشریات موهن به طور کامل تبرئه شدند و دادگاه جعلی بودن نشریات را پذیرفت.
پیش از این دادگاه انقلاب برای این سه دانشجو احکام حبس طویل المدت صادر کرده بود. دانشجویان پیش از این بارها انتساب اتهام توهین به مقدسات را به خود تکذیب کرده و اعلام کرده بودند نشریات جعلی است. مراجع تقلید نیز طی فتواهایی تکذیب دانشجویان را مسموع دانسته و اصرار انتساب اتهام به ایشان را گناه قلمداد کرده بودند.
دکتر دادخواه وکیل مدافع این دانشجویان گفت: این سه دانشجو از اتهامات توهین به مقدسات دینی و مذهبی، توهین به حرم اهل بیت مطهر ، توهین به مردم شهرستان قم و شهر قم، توهین به مراجع عظام، توهین به عموم جوانان متشرع و زنان محجبه و توهین به مسوولان برائت حاصل کردند.
وی یادآور شد: بر اساس رأی صادره آنان در رابطه با اتهام نشر اکاذیب علیه نیروهای بسیجی و امنیتی در دانشگاه تهران به ۴ ماه حبس تعزیری با احتساب و کسر ایام بازداشت‌های قبلی محکوم شدند که با توجه به این‌که بیش از ۸ ماه است در زندان به سر می‌برند، اکنون آزاد تلقی می‌شوند.

توضیح : خدا رو هزار مرتبه شکر که بالاخره بچه ها آزاد شدند و چیزی که مثل روز برای ما عیان بود بالاخره برای آقایون هم عیان شد حالا این دکتر محمود... با خیال راحت بلند میشه میره مکه! آخه کی این مردک رو حلال میکنه، من که به خدا حلالش نمی کنم... من که عددی نیستم اما شما فکر می کنین مجید و احسان و احمد، اینا رو حلال می کنن؟؟ من که فکر نکنم! اینا یک سال از بهترین لحظات عمرشون رو تو سیاهچال های این نظام تلف کردند... اینا دیگه نه می تونن تو این مملکت درس بخونن و نه کار کنن و نه...! خدایا از گناهان این جماعت نگذر...! من نمی دونم این آدم با چه خیال راحتی میره حج؟؟ تازه جالبه بدونین که همون 4 ماه هم که بچه ها محکوم شدند به خاطر شکایت رئیس دانشگاه از بچه هاست! عجیبه نه؟؟ رئیس دانشگاه از دانشجو شکایت کنه! مثل این میمونه که یه بابا از دست بچه هاش به دادگاه شکایت کنه! آخه نامرد اگه از حق بچه ها دفاع نمی کنی لااقل نمک به زخمشون نپاش! البته این آدم (رهایی، رئیس دانشگاه ما) هم از قماش احمدی نژاده !
اما از این حرفا بگذریم! الان وقت خوشحالیه! وقت جشن و سروره ! آدم باید حرفای خوب خوب بزنه! وقتشه دانشگاهمونو آب و جارو کنیم . دوستامون دارن به خونشون بر میگردن .

آب زنید راه را، هین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد



چهارشنبه 28 آذر1386
10 9 8 7 6 ... وقتي به صفر برسيم... ...  

تو سوپر ماركت دوستم نشسته بوديم و حرف ميزديم  حرف زياد واسه گفتن داشتيم اخه از وقتي بنزين سهميه بندي شده به خاطر دوري خونشون كمتر ميتونم بهش سر بزنم  ساعت 1 صبح يا همون به قول معروف 1 نصفه شب بودگرم صحبت و بحث سر اينكه اون ميگفت تو اين كشور ازادي هست و من ميگفتم كه نيست ...

وسط هاي صحبتمون بوديم كه نور چراغ گردون رو شيشه ي در افتاد دوستم گفت : ببين مثلا اين بنده اي خدا تا اين وقت شب گشت ميزنن  و مواظب شهر هستن حتما اين هم صلب ازادي ؟؟ گفتم نه ولي نيروي انتظامي  وظيفشه و..

هنوز حرفم تموم نشده بود كه ماشين نيروي انتظامي جلو در مغازه وايستاد  درجه داري كه ظاهران يه ستوان بود از ماشين پياده شد و  اومدتو مغازه بعد از اينكه يه نگاهي به اينور اونور انداخت گفت : شما  چرا تااين ساعت هنوز مغازه هستيد ؟؟؟ دوستم سلام كرد و گفت :  مشتري هست جناب سروان ما هم واسه يه لقمه نون مجبوريم...كه اون مامور حرفش رو قطع كردو گفت: مغازه نبايد بيشتر از 12 باز  باشه ازين به بعد نبينم بعد 12 اينجا باشيددوستم گفت چرا ؟؟ من تا 2 مشتري دارم و قانون هم نگفته تا 12 مغازتون باز باشه ؟؟

مامور گفت :بخشنامست با من يكي به دو نكن !!!

دوستم گفت ميشه بخشنامرو ببينم ؟؟

و...

مامور گفت: كه بخشنامه ميخواي باشه بيا بريم كلانتري نشونت بدم و دوستم رو برد سوار ماشين كرد و بمن هم گفت مغازرو زود ببند و خودشم سوار شد و رفت بارون ميومد من زير بارون شروع كردم به  دويدن دنبال ماشين پليس كه ببينم كدوم كلانتري ميبرنش اما بهش نرسيدم درمغازه رو بستم و رفتم ببينم كجا بردنش به اولين كيوسك نيروي انتظامي رسيدم مساله رو توضيح دادم و پرسيدم كه كدوم  كلانتري ميبرنش و اون مامور بهم گفت : اولا كه امشب رو بازداشت  ميگذرونه و كلانترري شماره ي *** ور فتم اونجا وپيش افسر كشيك  ازش راجع به دوستم پرسيدم گفت كه امشب رو بازداشته گفتم چرا اخه گفتم كه بخشنامه نميخواد ببينه . نگرش داشتم صبح بخشنامه  نشونش بدم و من سريع شروع كردم به حرف زدن كه جناب سروان جوونه كلش داغه و هزار جور ... ديگه كه بلاخره ساعت حدود 4 صبح اجازه داد من دوستم رو برگردونم ...

 اين دقيقا اتفاقي بود كه واسه من  و دوستم چند روز پيش افتاد و يه نمونه ديگه از عنايت هاي سرداره عزيزه...

اما چند نمونه ديگه از ازادي هاي جديد رو بهتون بگم :

25 كافي نت تو چند روز اخير درشون تخته شد كه 24 تا از مسئول اين

 كافي نت ها بازداشت شدن كه 11 تا از اين مسئول ها زن بودن كه بهونه ي بازداشتشون بد حجابي تو كافي نت بوده!

چند وقت پيش هم اعلام شد كه تمام قهوه خانه ها و سفره خانه  ها و ... كه قليان دارن بيان و يه مجوز جدا واسه قليون بگيرن كه هر كدوم ازين مجوز ها بين 5/1 تا 4 ميليون تومان واسه كسايي كه رفتن و مجوز گرفتن اب خورد تا چند روز پيش كه اعلام كردن كلا قليان قدقا شده و  هيچ كس تو مغازش نبايد ازون استفاده كنن چون اماكن عمومي و مردم  از دودش اذيت ميشن اما ببينم

مغازه يي كه فقط قليون و چايي سرو ميكنن حالا كه قليون نيست يعني ميشه فقط چايي سرو كنن؟؟؟ و  كسي كه قليون ميكشه چطور ميشه از دود اون اذيت شه ؟؟؟ و مساله ي اخر اين پول هاي كه تا 4 ميليون گرفته شده از اين افراد كجا ميره؟

بعدي دستگيري روزنامه نگار ها و وب نگارها ست كه ماشااله تو اين مورد تو خاور ميانه اول هستيم با دستگيري 14 روز نامه نگار و وب نگار ...

راستي يه چيز كوچولو هم بگم و تمومش كنم كه سردار بعد از اون  مطلب قبلي يه دفعه يه لامپ رو سرش روشن شد و گفت بيا يه كار ديگه هم بكنيم گقتم بگو عزيزم گفت بيا چكمه از هر نوعي و با هر  شلواري رو غير مجاز اعلام كنيم گفتم سردار شما رئيسي هر چي شما بگي و سردار هم اعلام كرد ...

اينها هم 20 نفر از دستگير شده اي تشكل هاي دانشجويي هستن :

 

 

 

خاك پاي همتون هستم.

 

سه شنبه 27 آذر1386
قشنگ كوچك ...  

قشنگ كوچك

گفت : كسي دوستم ندارد . مي داني چقدر سخت است اين كه كسي دوستت نداشته باشد ؟ تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي . حتي تو هم بدون دوست داشتن ... !

خدا هيچ نگفت .

گفت :به پاهايم نگاه كن ! ببين چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار مي دهم . دنيا را كثيف مي كنم . آدم هايت از من مي ترسند. مرا مي كشند براي اينكه زشتم . زشتي جرم من است .

خدا هيچ نگفت .

 گفت :اين دنيا فقط مال قشنگ هاست . مال گل ها و پروانه ها ، مال قاصدك ها ، مال من نيست .

خدا گفت : چرا مال تو هم هست .

دوست داشتن يك گل ، يك پروانه يا قاصدك كار چندان سختي نيست . اما دوست داشتن يك سوسك ، دوست داشتن تو كاري دشوار است .

دوست داشتن كاري است آموختني ؛ و همه رنج آموختن را نمي برند .

ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد . زيرا كه هنوز مؤمن نيست . زيرا كه هنوز دوست داشتن  را نياموخته ، او ابتداي راه است .

مؤمن دوست دارد . همه را دوست دارد . زيرا همه از من است .  و من زيبايم . من زيبائيم ، چشم هاي مؤمن جز زيبا نمي بينند . زشتي در چشم هاست . در اين دايره هر چه كه هست ، نيكوست . آن كه بين آفريده هاي من خط كشيد ، شيطان بود . شيطان مسئول فاصله هاست .

حالا قشنگ كوچكم ! نزديك بيا و غمگين نباش .

قشنگ كوچك حرفي نزد و ديگر هيچگاه نينديشيد كه نازيباست .

             lone

شنبه 24 آذر1386
نامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به احمدی نژاد در آستانه اولین سالگرد دیدار وی از این دانشگاه ...  

نامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به احمدی نژاد در آستانه اولین سالگرد دیدار وی از این دانشگاه

 
  آقای رئیس جمهور محترم

همان گونه که به خاطر دارید در آن جلسه از تمام مسئولین خواستید با دانشجویان معترض کاری نداشته باشند. به خاطر دارید که اعلام کردید در راستای سیاست های مهرورزانه دولت نهم هیچ گونه برخوردی با دانشجویان به سبب اعتراضشان به جنابعالی نخواهد شد. اما دانشجویان به سبب تجربه ای که از عملکرد شخص شما و کارگزاران دولت داشتند، با معنای «مهرورزی» کاملا آشنا بودند و نیک می دانستند که در قبال اعتراض صریحشان به شما و دولتتان چه تاوان سنگینی را باید بپردازند و چه سرنوشتی در انتظار آن هاست.
هنوز دو ماه از فرار کردن سراسیمه جنابعالی و هیئت همراه از پلی تکنیک نگذشته بود که ماشین مهروزی دولت به کار افتاد. دانشجویانی که به نحوی احساس می شد در آن ماجرا، به صورت مستقیم و غیرمستقیم نقشی داشتند، با احکام سنگین انضباطی، محرومیت از تحصیل، مواجه شدند. اما پس از آن که کارگزاران دولت دیدند احکام انضباطی علیه دانشجویان پلی تکنیک لذت انتقام را، آن طور که باید و شاید، در قلبشان نمی نشاند، دست به کار طراحی یکی از کثیف ترین و غیراخلاقی ترین پروژه ها جهت مقابله با دانشجویان شدند
 .
۴ نشریه دانشجویی که توسط کارمندان وزارت اطلاعات دولت شما جعل شده بود، روز ۱۰ اردیبهشت در دانشگاه پخش شد. علیرغم تکذیب موکد دانشجویان مبنی بر عدم دخالت در انتشار این نشریات، وزارت اطلاعات عزم جزم کرد پروژه طراحی شده را به هر قیمت ممکن به پیش ببرد. بازداشت ۹ دانشجوی این دانشگاه در فصل بهار و شکنجه، ضرب و شتم و انواع رفتارهای غیرانسانی با ایشان می رفت که اندکی عطش انتقام حامیان شما از دانشجویان را فروبنشاند.
اما باز هم دانشجویان دانشگاه امیرکبیر راه مقاومت و ایستادگی در برابر این اقدامات مذبوحانه را برگزیدند و در اولین فرصت اقدام به افشاگری در این خصوص کردند. سرکنگبین نیروهای امنیتی صفرا فزود و از این رو پرده های دیگری از انتقام جویی بی رحمانه از دانشجویان مظلوم در بند مقابل ایشان گشوده شد.
 
غافل از این که قصه پر غصه پلی تکنیک نه تنها پایان ماجرا نبود، که سرآغاز سلسه بی پایان اعتراضات دانشجویان سراسر کشور بر علیه سرکوب های دولت بود. نمونه عملی این قبیل اعتراضات در روز ۱۶ مهرماه سال جاری در دانشگاه تهران، هنگامی که جنابعالی در حصاری از نیروهای امنیتی و بسیجی و در جمع میهمانان دست چین شده، کباده شجاعت سر می دادید، توسط دانشجویان دانشگاه های تهران به اجرا درآمد.

توضیح : برای اینکه حوصله شما سر نره من خلاصه ای از نامه رو گذاشتم اما پیشنهاد می کنم برین و متن کامل نامه رو بخونید!

شنبه 24 آذر1386
سيزده نكته مهم زندگي و عشق از گابريل گارسيا ماركز ...  

سيزده نكته مهم زندگي و عشق از گابريل گارسيا ماركز

 

يك : دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام بودن با تو پيدا مي كنم .

دو : هيچ كس لياقت اشك هاي  تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود .

سه : اگر كسي آن گونه كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد .

چهار : دوست واقعي كسي است كسي است كه دست هاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند .

پنج : بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .

شش : هرگز لبخند را ترك مكن ، حتي وقتي ناراحتي . چون هر كس ممكن است عاشق لبخند تو شود .

هفت : تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.

هشت : هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .

نه : شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را . به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكر گزار باشي .  

ده : به چيزي كه گذشت غم نخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن .

يازده : هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند .با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده دوباره اعتماد نكن .

دوازده : خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .

سيزده : زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .

 

(زندگینامه گابريل گارسيا ماركز ملقب به "گابو" :گابريل  گارسيا ماركز در سال ١٩٢٨ در كلمبيا در آمريكاي لاتين در خانواده اي متوسط بدنيا آمد . او از روزنامه نگاري به رمان نويسي پرداخت. كتاب «صد سال تنهايي»را در ژوئن 1967 منتشر كرد بارها تجديد چاپ شد و به زبانهاي بسياري ترجمه گشت و باعث شهرت ماركز شد  و سرانجام درسال ١٩٨٢ برنده جايزه نوبل درادبيات گرديد . ماركز سالهاي كودكي رانزد مادربزرگ و پدربزرگ خود گذراند و در دوران تحصيل در مدارس شبانه روزي و دور از خانواده بسر برد . شايد احساس تنهايي دردآور او در دوران كودكي اش ،از آنزمان باشد . ماركز مي نويسد در كشورهاي آمريكاي جنوبي،نه پولدارها حقي براي بي پولها قائل هستند و نه سفيدها ارزشي براي سياها به حساب مي آورند. متاسفانه در 1999بيماري سرطان لنفاوي گارسيا ماركز تشخيص داده شد و تا به امروز او تحت رژيم درماني و غذايي خاصي قرار دارد . )

 

 loneshade

چهارشنبه 21 آذر1386
حجاب ...  

سلام

امروز بازم راجع به يه موضوع تكراري ميخوام بنويسم...

حجاب، بدحجابي ، مبارزه با بد حجابي ...

 

خيلي ها زمان شاه بودن و انتخابات 12فروردين 58 رو يادشون هست و اون افرادي هم كه نبودن ،اگه دهه ي فجر يا همون 12 فروردين برنامه هاي رسانه ي

 ملي رو ( من ديگه تلويزيون نميگم چون اسم روز جهاني كودك و تلويزيون رو هم عوض كردن و گذاشتن كودك و رسانه!!!!!!) ديده باشن ميدونن كه مردم ساده با چه اميدي راي اري تو صندوق جمهوري اسلامي انداختن وقتي نشون ميده يه اقايي تو مصاحبش هم ميگه: اقاي خميني قول دادن به اقليت هاي مذهبي هم تو مجلس جايي اختصاص پيدا كنه و اونها هم نماينده داشته باشن، و يا زني رو نشون ميده كه با اينكه شوهرش مخالفه راي مثبت ميده چون تو فكر ازاديه ، و فكر ميكنم با اون موهاي باز و تيپي كه داشت اگه ميدونست ميخوان چادر سرش كنن هيچوقت راي مثبت نميداد ...

ببخشيد از مطلب اصلي دور شدم ميخواستم راجع به بد حجابي و حجاب بنويسم كه باز هم برمي گرده به همين ورژن جديد مبارزه با بد حجابي كه ورژن زمستونيش ارائه شده و جالبتر اينكه جناب مهندس پرفسور دكتر سردار سرلشكر فرمانده ي نيروي انتظامي تهران ژنرال بزرگ رادان حدود واسه حجاب مشخص كردن،وفرمودن گذاشتن كلاه به جاي روسري يا مقنعه پوشيدن ،چكمه هاي بلند به جاي شلوار، ياپالتو  به جاي مانتو كه اندازشون بالاي زانو باشه بد حجابي محسوب شده و برخورد ميشه ( البته يه قسمت كه تو هيچ جا هم منتشر نشده چون رادان تو دلش گفته ولي چون من بزرگش كردم و از دلش هم خبر دارم اين قسمت رو مينويسم كه فرمودن: خانمهايي كه شال سبز گردن كنن ازشون تقدير بشه و خانم هايي كه به جاي روسري چفيه سر  كنن بهشون مبلغ  10000تومان هم جايزه بدن واگر كسي هم چفيه سر كرد وهم شال سبز در جا يه نيم سكه بهش بدن.

اما راجع به پسرا : پسرهايي كه موهاي خودشون رو شبيه محمود درست كنن ازشون تقدير شه "چون محمود سنبل ازادي" و كساني كه ريششون شبيه محمود باشه 10000 جايزه نقدي و كساني كه هر رو داشته باشن نيم سكه و اگر هر دورو داشتن و چفيه گردنشون بود تمام سكه "اين توضيح هم اينجا بدم چون تو اسلام همه چيز زن نصف مرده اينجا هم حد اكثر جايزش نصف مرده گفتم بعدا از دست رادان ناراحت نشيد" چطوره ؟؟خوبه؟؟!!)

             

اما ميخوام يه صحبتي با خانم هاي با حجابي كنم كه از اين طرح حمايت ميكنن يه سريشون كه عقده اي هستن هيچ ،چون اونها از حجاب داشتن و نداشتن ناراحت نيستن ناراحتيشون از اينه كه افراد به قول اينها بد حجاب بيشتر مورد توجه هستن،اما كسايي كه با بد حجابي مشكل دارن ببينيد عزيزان ،شما وقتي به زور روسري سر يه دختر يا زني كه دوست نداره سرش باشه كنيد، ارزش اون حجابي هم كه خودتون داريد از بين برديد ،چون به اين خانم كه بار ميزنه روسريش ميفته ميگن محجبه و به شما هم ميگن محجبه و اين كساني كه الان تو اين برحه از زمان كه تو سن هاي بين 15 تا 30 هستن اكثرا يا مادرن يا به زودي مادر ميشن و اين زور گويي و حجاب زوري باعث ميشه كه نسل بعدي كه فرزندان همين مادران هستند ( با توجه به اينكه نقش عمده ي تربيت بچه با مادره) نسلي باشن كه نه تنها بي حجابن بلكه حجاب رو به تمسخر بگيرن ،اين همون كاري كه يه بار هم اول انقلاب انجام شد و الان دارن نتيجش رو ميبينن اما باز هم دارن همون راه گذشته رو ميرن ...

                     

 

راستي ديروز دوباره دم ايستگاه بهارستان و 7تير ،بگير بگير بود ...

                                         موفق باشيد.

دوشنبه 19 آذر1386
ليلي نام ديگر آزادي است ...  

ليلي نام ديگر آزادي است

 

دنيا كه شروع شد ، زنجير نداشت . خدا دنياي بي زنجير آفريد .

آدم بود كه زنجير را ساخت . شيطان كمكش كرد .

دل زنجير شد ؛ عشق زنجير شد ؛ دنيا پر از زنجير شد ؛ و آدم ها همه ديوانه زنجيري  .

خدا دنياي بي زنجير مي خواست . نام دنياي بي زنجير اما بهشت است .

امتحان آدم همين جا بود . دست هاي شيطان از زنجير پر بود .

خدا گفت : زنجيرت را پاره كن . شايد نام زنجير تو عشق است .

يك نفر زنجير هايش را پاره كرد . نامش را مجنون گذاشتند . مجنون اما نه ديوانه بود و نه زنجيري. اين نام را شيطان بر او گذاشت . شيطان آدم را در زنجير مي خواست .

ليلي مجنون را بي زنجير مي خواست . ليلي مي دانست خدا چه مي خواهد . ليلي كمك كرد تا مجنون زنجيرش را پاره كند . ليلي زنجير نبود . ليلي نمي خواست زنجير باشد .

ليلي ماند ؛ زيرا ليلي نام ديگر آزادي است .

                                                                           (عرفان نظر آهاري ، چلچراغ )

              love

 

یکشنبه 18 آذر1386
روز دانشجو در دانشگاه تهران ...  
تریبون آزاد دفتر تحکیم وحدت به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه
 
تهران (18 آذر 1386)

به گزارش خبرنامه امیرکبیر از ساعات ابتدایی صبح امروز جمعی از نیروهای انتظامات و حراست دانشگاه های امیرکبیر، علامه و… جهت ممانعت از ورود دانشجویانی که از دیگر دانشگاه ها قصد ورود به دانشگاه تهران را داشتند، به این دانشگاه اعزام شده بودند و مقابل کلیه درب ها حضور داشتند. نیروهای امنیتی و انتظامی به همراه گارد ویژه از ساعت ۸ صبح امروز در اطراف دانشگاه تهران حضوری چشمگیر داشتند و هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد.

دانشجویان ابتدا با تجمع در صحن دانشکده حقوق و خواندن سرود «یار دبستانی» به سمت سر در دانشکده فنی، محل برگزاری تجمع، حرکت کردند. تجمع کنندگان در حالی که تصاویر دانشجویان در بند را در دست داشتند شعار «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و… سر می دادند.
دانشجویان پلاکاردهایی با مضمون «تا که زندان هست، ما همه در بندیم»، «خواهان آزادی فعالان دانشجویی چپ هستیم»، «سلام بر سه آذر اهورایی، قصابان، توکلی، منصوری»، «می شونید؟! این صدای آزادی است»، «حقوق زن=حقوق بشر»، «دانشگاه زیر چکمه بنیادگرایان»، «سهم ما از مهرورزی، زندان، شکنجه و محرومیت از تحصیل»، «بشیریه را باز گردانید»، «تحصیل سهم من نیست، حق من است»، «حق تعیین سرنوشت اساس کرامت ملت ها»، «نابود باد دشمنی علیه مبارزات حق طلبانه ملت کرد» و… در دست داشتند.
تجمع کنندگان همچنین تصاویر دانشجویان در بند، یاسر گلی، هانا عبدی، روناک صفارزاده، هدایت غزالی، صباح نصیری، علی عزیزی، علی نیکونسبتی، احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری را در دست داشتند. تصاویر مهندس مهدی بازرگان، محمد مصدق، عمادالدین باقی و… را در دست برخی از دانشجویان بود.
دانشجویان سپس در حالی که شعار می دادند «دانشجو دانشجو اتحاد اتحاد» به راهپیمایی در صحن دانشگاه تهران اقدام کردند و به سمت درب ۱۶ آذر حرکت کردند. دانشجویان با سر دادن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد» اقدام به شکستن درب ۱۶ آذر کردند و دانشجویانی که پشت در بودند توانستند وارد دانشگاه تهران شوند. جمعیت حاضر در این تجمع بار دیگر به مقابل سردر دانشکده فنی حرکت کردند و تریبون آزاد «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» آغاز شد.
پس از پایان تریبون آزاد دانشجویان تجمع کننده با سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» به سمت سردر اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند. دانشجویان پس از رسیدن مقابل سر در شعار می دادند «مردم چرا نشستین، ایران شده فلسطین»، «دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد». در حالی که جمعیت حاضر در دانشگاه تهران توجه عابرینی که از پیاده روهای خیابان انقلاب عبور می کردند را به خود جلب کرده بود و مردم در خیابان به تماشای تجمع دانشجویان پرداخته بودند، اتوبوس هایی که از قبل به همن خاطر در حاشیه خیابان انقلاب پارک شده بود، به مقابل محل تجمع دانشجویان منتقل شدند و مردم در خیابان توسط پلیس متفرق شدند.
دانشجویان تجمع کننده سپس با سر دادن شعار «دانشجوی با غیرت، حمایت حمایت»، «دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد»، «محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد»، « مرگ بر این دولت مردم فریب»، «برابری عدالت حق مسلم ماست»، «مرگ بر دیکتاتور» و… بار دیگر به سمت دانشکده فنی حرکت کردند و در آن جا به تجمع «دانشگاه، آخرین سنگر آزادی» پایان دادند.
پس از اتمام تجمع شنیده شد که ۵ نفر از دانشجویان دانشگاه علامه هنگام خروج از دانشگاه تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. گفته می شود علیرضا موسوی و سعید رحمانی در جمع دانشجویان بازداشت شده هستند. همچنین صبح امروز روشنک غیاثیان و مجتبی باستانی، از دانشجویان دانشکده امور اقتصادی، و میلاد عزیزی، دانشجوی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، توسط حراست دانشگاه تهران دستگیر شدند که از سرنوشت این دانشجویان نیز خبری در نیست. پس از اتمام تریبون خبر رسید علی نیکونسبتی، مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، با قرار کفالت از زندان آزاد شده است.


یکشنبه 18 آذر1386
روز دانشجو ...  
با تو هستم، دانشجو! روزت مبارك

سال‌های دانش‌جويی پر از خاطره است. دانش‌جويی را يادم است كه روز ثبت نام از نا و نفس افتاده بود و كنار ديوار روی زمين ولو شد و گفت «همه جا واحدها را سال بالايی‌ها برده‌اند. شصت و هفتی‌ها.» بعد باز گفت «حالا صبر كن. من هم بالاخره شصت و هفتی می‌شوم.»

دانش‌جويی را يادم است كه سر كلاس معارف خيلی بحث می‌كرد. استاد نمره‌ی پايان ترمش را كه اعلام كرد، نه و نيم بود. اعتراض كرد. سر تا سر ورقه‌اش پر بود از خط قرمز و اين جمله كه «در كتاب اين طور ننوشته است.» نه و نيم كه ده شد، تحقير به اوج رسيد و استاد حس كرد انتقام يك ترم بی‌سواديش را از دانش‌جو گرفته است.

دانش‌جويی را يادم است كه دهنش را گرفتند و از مراسم بيرون بردند، تا نتواند فرياد بزند.

دانش‌جويی را يادم است كه در تحصن كف ساختمان ابن سينا نشسته بود. كارگران تاسيسات را آورده بودند كه دور تحصن را بگيرند و بزنند. يك نفر برای دانش‌جو پيغام آورد كه «دسته‌كلنگ‌ها را زير آب‌سردكن ببين. اگر نرويد می‌زنندتان.» دانش‌جو بغضش را فرو داد و گفت «اگر جرات دارند، پا پيش بگذارند. آن وقت می‌بينند كی می‌زند و كی می‌خورد.

دانش‌جويی را يادم است كه بلند شد، از استاد اجازه گرفت و يك ربع ساعت هر چه در يك ماه و نيم از استاد ديده بود – و ديگران در طول ترم‌ها ديده و كشيده بودند – شمرده شمرده گفت و از كلاس بيرون رفت و درسش را حذف كرد.

دانش‌جويی را يادم است كه از موهاش گرفته بودند و روی زمين می‌كشيدند. تاوان اعتراض به وضع آموزشی دانش‌گاه صنعتی شريف.

دانش‌جويی را يادم است كه يك ماه ناپديد شد. وقتی آمد دستش را بسته بود و لاغر شده بود. می‌گفت «دستم لای در حمام مانده است.

دانش‌جويی را يادم است كه هر روز با دوستانش تا خانه می‌رفت. گفته بودند می‌كشندش.

دانش‌جويی را يادم است كه در پارك لاله جسدش را پيدا كرده بودند. سرش روی سينه‌اش بود و روده‌هاش كنارش. بعد از مرگش كمد خواب‌گاهش را كه باز كردند، يك كيسه گرد سفيد تويش بود.

دانش‌جويی را يادم است كه شب وقت رفتن به خواب‌گاه، توی پس‌كوچه با چاقو روی شكمش يادگاری نوشته بودند. فردا تمام پس‌كوچه‌های اطراف خواب‌گاه پر از دانش‌جوهايی بود كه فرياد می‌زدند. پيرمردهای محل جوانك چاقوكش را دست‌بسته آوردند.

من دانش‌جوهای زيادی را يادم است. گاه خودم آن دانش‌جو بوده‌ام. گاه خودم آن كه نبايد می‌بودم بوده‌ام. گاه تنها شاهد بوده‌ام. گاه تنها شنوده‌ام. حالا پس از آن همه سال‌های تلخ؛ پس از آن كتك‌كاری‌های خفن با حراستی‌ها؛ آن تريبون آزادها؛ آن شب‌نامه‌ها و روزنامه‌ها؛ آن بحث‌های تا نيمه‌شب بر سر هيدگر و كانت و پاپر و فوكو و رنه گنون؛ پس از روزهايی كه گاه مرگ درشان آرزويی شيرين بود برای خلاصی از شر نامردمان روزگار، می‌بينم اين همه تلخی به من چيزی آموخت. من آموختم كه پاسخ همه‌ی نامردمان را با بودنم و با شاد بودنم بدهم. آن رئيس دانش‌گاه، آن مامور حراست، آن نااستاد، آن ناهم‌درس، آن وحشی خيابان، آن گيس به دست، آن دست‌بنددار ناروا و هر كس كه در جای خود نبود و چشم ديدن من و آن ديگری را نداشت چون دانش‌جو بوديم، همه را بودن و شاد بودن ديوانه می‌كند، به مرگ و بدتر از مرگ می‌كشد.

پس؛ بچه‌ها شاد باشيد. روزتان مبارك

توضیح : من این مطلبو از بلاگ 360 یکی از هم دانشگاهیام برداشتم. چون خودم هم تو خیلی از این خاطرات شریک بودم گفتم شاید بد نباشه تا تو بلاگ بذارم البته مطلب عبد برای روز دانشجو خیلی خوب بود اما چون ماها دانشجوییم به نظرم ارزششو داره برا این روز 2-3 تا مطلب بنویسیم.
پنجشنبه 15 آذر1386
روز دانشجو مبارک ...  

سلام

 امروز بجا دانستم الان كه در استانه ي 16 اذر(جمعه) روز دانشجو هستيم راجع به

 دانشجويان عزيز صحبت كنم ،  دانشجوياني كه در انقلاب سهم مهم و عمده اي داشتن  وتا چند وقت پيش هم جزو فعالترين منتقد هاي ايران بودن اما نميدونم كه چي شد يه  دفعه (البته اين موضوع اتفاقيه) كه وقتي اين دولت اومد روي كار همه ي منتقد ها يا  گم شدن يا خفه شدن يا از زندان سر در اوردن( البته تقصير خودشونه حتما جرمي  مرتكب شدن وگرنه تو كشور ما به منتقد ها جايزه هم ميدن ميگي نه؟؟؟ محمود خودش  گفت:!!) و يواش يواش انجمن اسلامي دانشگاه ها داره بوي بسيج ميگيره و بايد سر  درش جلوي اسم انجمن اسلامي داخل پرانتزبنويسن بسيج 2 اينطوري  انجمن اسلامی (بسيج 2)  چطوره خوشتون اومد نه ؟؟؟ خيلي با حاله اينه حكايت دانشگاه و دانشجو تو مملكت ما...

ديروز يعني سه شنبه  تو دانشگاه تهران سر صدايي به پا  شده بود و دانشجوها جمع شده بودن و شعار ميدادن دانشجوي زنداني ازاد بايد گردد و... خواستشون هم معلومه  دو يا سه روز پيش تعدادي از دانشجو هاي دانشگاه تهران به خاطرتظاهرات براي  ازادي سه

 دانشجوي پلي تكنيك دستگير شدن و حالا اين دانشجوها خواستار ازادي  دوستاشون بودن .

 از طرف ديگه تو دانشگاه بو علی سينا هم ديروز تجمع داشتن اونها علاوه بر اينكه  خواستار

 دو موضوغ قبلي بودن ميخواستن جلوي بلايي كه ميخوان سر انجمن اسلاميشون بيارن رو هم

  بگيرن چون داره همون بلايي سرش مياد كه سر انجمن اسلامي پلي تكنيك اومد .

از اينها بگذريم ميرسيم به دانشگاه علم و صنعت كه اونجا هم وقتي احمدي تژاد رفته  بود يه سري از دانشجوها جمع شده بودن و خواهان به راي گذاشته شدن دوباره ي احمدي نژاد بودن

  و بعد از همه ي اينها ..

  در دانشگاه علامه طباطبايي هم روز دوشنبه  تريبون ازادي بود مبني بر اينكه احكام  انظباتي صادر شده براي دانشجويان نا عادلانست و يه بنده خدايي هم واسه ختم اين  تريبون قول مساعدت داد ....

 اما حالا دانشجوهاي بسيجي همه به فكر روز جمعه دعوت از مداح ها واسه نوحه خوني و در

 كل فكر جشن و سرور ...

 ميبينيد دانشجو تو كشور ما بايد روز دانشجو تو تحصن و ازاد شدن دوستاشون از زندان و... باشه به جاي اينكه بره و مثل همه فكر جشن گرفتن روز خودش باشه ....

 اما خوب حالا شما به من بگيد دانشجوي خوب كيه؟؟؟

 خوب معلومه بسيجيان ، چون كار درست رو هم ميكنن و اونهايي كه تو زندانن يه سري  دانشجو نما هستن و چون عقايدشون با عقايد اينها فرق داره اصلا ادم نيستن اصلا به اينها چه مربوط كه تو زندانن،  اونها هم ميتونستن مثل اين بچه هاي گل سرشون به كارخودشون باشه تا الان ازاد باشن ...

 من از همين جا به عنوان يه دانشجو روز دانشجو رو به تمام دانشجوهايي كه تو راه

  مبارزه براي رسيدن به هدفهاشون تو زندان هستن تبريك ميگم...

 

                                  دانشجو روزت مبارك