تبليغاتX
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
یکشنبه 31 خرداد1388
برای یک رهبر اینگونه سخن گفتن درست نیست ...  

 

«برای یک رهبر اینگونه سخن گفتن درست نیست»

احمد قابل، پژوهشگر مسائل اسلامی در ایران، پس از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، در مورد انتخابات و نتایج آن و نیز اعتراض‌های اخیر در خیابان‌های تهران و برخی دیگر از شهرهای بزرگ ایران در گفت‌وگویی با رادیو فردا به تحلیل این سخنان می‌پردازد:

بعضی حدس‌های ما در خطبه‌های نماز جمعه اتفاق افتاد و بعضی هم نرمتر از آن چه تصور می‌کرديم اتفاق افتاد.

من به ذکر چند نکته در صحبت‌های آقای خامنه ای می‌پردازم و نظر خودم را بيان می‌کنم؛ آقای خامنه ای در سخنان خود گفت که رقابت در درون نظام است نه در بيرون. اگر اين طور است بايد پرسيد چرا در تمام مدت ۲۰ سال به اين جبهه درون انقلاب هرگز يک کانال تلويزيونی به اندازه دو ساعت فرصت ندادند که حرف خود را بزنند؟ چرا اين رسانه هميشه يک سويه در اختيار يک گروه بوده است؟ چرا تمام اعضای شورای نگهبان از يک جناح هستند؟ چرا بيش از سه چهارم مجمع تشخيص مصلحت از يک جناح انتخاب می‌شوند؟ چرا منصوبات آقای خامنه ای از يک جناح گزينش می‌شوند؟ اين‌ها نشان می‌دهد يک خودی و ناخودی در نظام وجود دارد.


آقای خامنه ای در کردستان گفت کسانی را شورای نگهبان تاييد می‌کند، ولی شما به کسانی رأی ندهيد که مورد قبول دشمن هستند و حرف دشمن را تکرار می‌کنند. اين حرف يعنی برش زدن به گروهی که حتی شورای نگهبان تاييد کرده و آنها را در جبهه دشمن قرار دادند.

آقای خامنه ای می‌گويد نظام جمهوری اسلامی‌اندرونی و بيرونی ندارد. اما چرا بعد از مجلس ششم يک باره بيش از ۱۰۰ نفر از نمايندگان مجلس ششم را رد صلاحيت کردند؟ و حتی نفر اول تهران را با دو ميليون و ۷۰۰ هزار رأی که نایب رييس مجلس بود، رد صلاحيت کردند. اين به معنی اندرونی و بيرونی نيست؟

مگر آقای خامنه ای بارها در سخنرانی‌های خود و به ويژه در سخنرانی اخير در کردستان نگفت در همه جای دنيا برای اين که مراکز قدرت را در اختيار افراد قرار دهند، فيلترهايی دارند و ما هم نمی‌توانيم اجازه بدهيم؟ تلويزيون بارها اين سخنان را در طول انتخابات پخش کرد.

بر اساس اين سخنان تمام کسانی که به بعضی از نامزدها رأی داده اند نامحرم حساب شده‌اند تا جايی که در اتاق تجميع آرا اجازه نداده‌اند نمايندگان بعضی از نامزدها حضور داشته باشند. پس اين اندرونی بيرونی وجود دارد و برای کسی که در جايگاه رهبری کشور نشسته اين گونه سخن گفتن درست نيست.

مورد ديگری که آقای خامنه ای در سخنان خود مطرح کرد اين بود که از مناظره‌ها و لزوم انتقادها حتی پس از انتخابات دفاع کرد و گفت انتقاد چيز خوبی است و باعث می‌شود مسئولين پاسخگو باشند. اما ايشان حاضر است امکان نقد رهبری را هم در صدا و سيما فراهم کند؟ يعنی کسانی بيايند به طور منطقی نقد بکنند و کسانی هم از جانب ايشان پاسخ دهند و يا خود ايشان اگر خواست در جای ديگری پاسخ دهد. آيا اين امکان در کشور ما وجود دارد؟ مگر منع قانونی داريم؟ در قانون اساسی چنين منعی وجود ندارد.

ايشان همچنان گفت که از آزادی بيان در زمان انتخابات لذت بردم. اما اين آزادی بيان فقط در زمان انتخابات لذت ندارد بلکه در همه زمان‌ها لذت دارد.

ايشان يادشان است که در خطبه‌های نماز عيد وقتی عليه مطبوعات موضع گرفت و آنها را پايگاه دشمن اعلام کرد، فردای آن روز حدود ۱۵۰ نشريه را تعطيل کردند؟ آيا آن زمان هم ايشان از آزادی بيان لذت می‌برد؟ آيا اين به معنی لذت بردن از آزادی بيان است که بيش از ۲۰۰ نشريه اعم از مجلات و روزنامه‌ها بسته شدند؟ اميدوارم ايشان با اين سخن خود نشان دهد که بنا دارد برای بسط اين لذت در بين مردم زمينه سازی کند و مدافع اين جريان باشد.

مورد ديگر اين که ايشان گفت تعيين تکليف وضعيت کشور در کف خيابان‌ها نمی‌شود، بلکه در صندوق‌های رأی می‌شود. سؤال اين است که تلويزيون جمهوری اسلامی بارها تظاهرات مردم فرانسه، آلمان، ايتاليا و جاهای ديگر را صدر اخبار خود قرار داده که اينها تحصن و اعتصاب کرده اند و دولت را وادار کردند نظر خود را عوض کند. وقتی اين را با شعف و شور نشان می‌دهند و دفاع می‌کنند از آن مردم، آيا اين حق را برای مردم ايران هم قايل هستند؟ چرا نبايد جايی که برخلاف خواست مردم کاری صورت می‌گيرد، در کف خيابان‌ها تصميم گيری شود؟ چطور در کشورهای خارجی خوب است اما در ايران بد است؟

ضمن اين که ما هم قبول داريم تعيين تکليف مسايل بايد از روش‌های قانونی و از صندوق‌ها باشد. البته کف خيابان هم طبق قانون در اختيار مردم قرار گرفته است و طبق قانون اساسی فعلی، تشکيل اجتماعات و راهپيمايی‌ها به صورت مسالمت آميز مجاز است و حتی احتياج به اخذ مجوز ندارد. اما اينها در قوانين بعدی برای مردم محدوديت ايجاد کردند و نگذاشتند مردم از حق قانونی خود استفاده کنند.

ايشان تهديد می‌کند و می‌گويد تبعات اين کارها به گردن کسانی است که مردم را دعوت می‌کنند و يا کسانی از نخبگان سياسی و روسای احزاب که می‌توانند جلوی مردم را بگيرند و نمی‌گيرند. اما چرا بايد در پايان راهپيمايی مسالمت آميز مردم در روز ۲۵ خرداد از پايگاه بسيج به مردم تيراندازی شود؟ چرا کسانی که اين جنايت را انجام داده اند نبايد مسئول باشند؟ مدارک همه اين صحنه‌ها وجود دارد.

رهبری که خود فرمانده کل قوا است و بسيج زير نظر سپاه پاسداران است و همه در نهايت زير نظر رهبری هستند، چرا ايشان حاضر نيستند اين مسئوليت را در سلسله مراتب خود بپذيرند؟

عکس‌های رسمی و واضح فرماندهان سپاه با لباس شخصی در اينترنت موجود است و همه آنها تحت الامر فرمانده کل قوا هستند و رهبر بايد بر کار آنها اشراف داشته باشد، پس چرا مسئوليت آنها را نمی‌پذيرد؟ وقتی رهبر مسئوليت نمی‌پذيرد چرا بايد مسئوليت راهپيمايی به عهده کسانی باشد که می‌خواهند از حق خود دفاع کنند؟

اگر صحبت تهديد است، پس چرا در پايان سخن متوسل می‌شوند به حضرت ولی عصر و اشک می‌ريزند؟ اگر صحبت تهديد نيست صحبت تلطيف و تن دادن به قانون است، خود اين قانون مجوز داده که اگر انسان‌ها از طرق ديگر به خواسته‌هايشان نرسيدند، حق اجتماع و راهپيمايی مسالمت آميز دارند.

ما هم از هيچ رفتار غير قانونی حمايت نمی‌کنيم و ما هم می‌گوييم حق را فقط از روش‌های قانونی بايد دنبال کرد. با اين که آقايان بارها اين قانون را نقض کردند، اما ملت همچنان به اين قانون ملتزم است و اين لطف و از خودگذشتگی ملت است که به رغم نقض قانون توسط حکومت، ملت به اين قانون ملتزم است.
 
شنبه 30 خرداد1388
اثبات کمیتی و کیفیتی تقلب در انتخابات ...  

 

اثبات کمیتی و کیفیتی تقلب در انتخابات :

آزمون تحقیقاتی

ما برای اثبات این تقلب از آمار ارائه شده توسط  وزارت کشور و برسی شکل الگوئی آن استفاده کرده ایم با دانش به اینکه  علم آمار اشاره به الگوهای جامع  و جهانی دارند. در ضمن  برای تائید و تأکید بیشتر از نظریه کارشناسان نیز استفاده کرده ایم..

ابتدا الگوی آماری را برای شما توضیح میدهیم. در علم آمار متداول است که نتایج همیشه از بعضی از جهات شباهات دائمی دارند. بطور مثال اگر جمعیت رأی دهنده را به سه دسته زیر تقسیم کنیم  

گروه محافظه کار

گروه لیبرال

گروه بی طرف

الگوی آماری نشان میدهد  بدون در نظر گرفتن نتیجه انتخابات هیچوقت تعداد رأی  گروهای حزبی از تعداد اعضاء حزبی اشان کمتر نیست.

در نتیجه ممکن نیست تعداد آرای آقای کروبی کمتر از تعداد اعضای حزبی ایشان باشد.  با در نظر گرفتن طرفداران بیشماری که ایشان در گروه بیطرف داشتند این امر را غیر ممکن میسازد. و قطعاً اشاره به آماری خلاف قاعده و ساختگی دارد..

.........................

آلگوی آماری نشان میدهد که در همه انتخابات در سراسر جهان و ایران 80 الی 90 در صد مواقع بدون در نظر گرفتن نتیجه انتخابات کاندید استان بومی خود را میبرد.

یعنی برای  شباهت به الگوی آماری در این انتخابات میباید دو نفر از از سه کاندید حداقل ایالت قومی خود را میبردند.

خبرگان و کارشناسان اشاره به آن دارند که علائق قومی در میان ایرانیان بسیار قویست. بخصوص در میان اقوامی که از زبان دیگر و یا لهجه خاصی استفاده میکنند.

بطور مثال آقای محسن مهرعلیزاده در انتخاب قبل با وجود آرای کم در سراسر کشور، آرای آذربایجان را به خود اختصاص داده اند.

در انتخابات دهم آذربایجان و لرستان و خوزستان بنظر می آید به آقای احمدی نژاد رأی داده اند که از نظر آماری و کارشناسی ممکن نیست.

.......................

الگوی آماری نشان میدهد که در صورت آرائه تدریجی آمار،  منابع آماری از نظر جمعیت ، اقتصادی، جبهه سیاسی و تقسیم بندیهای قومی و جغرافیائی  دارای نوسانات است، این نوسانات بر روی ارائه تدریجی آمار اثر مستفیم میگذارد.

در طی ارائه آمار انتخاباتی دهم با وجود خواندن آراء از نواحی و در زمان های گوناگون نوسانی ناچیزی دیده میشود که بسیار بعید بنظر میرسد و نشانه از دستکاری و ساختن آمارسازان است.

http://ishallvote.org/content/result10.aspx

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=51716

http://img526.imageshack.us/img526/8052/6a00d83451c45669e201157.jpg

..............................

 

شمارش 40 میلیون رأی کاغذی، تنها طی چند ساعت، از عوامل تردید برانگیزِ نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران است. چگونه وزارت کشور با خواندن قسمت بسیار محدودی از آمار ، با سرعتی که از نظر محاسباتی بعید و کاملاً از نظر قوانین انتخاباتی جمهوری اسلامی غیر قانونی ایست به تلوزیون ایران اجازه داد که آقای احمدی نژاد را برنده اعلام کند.چه شمارش آراء در آن مدت محدود و چه تخمین انتخاباتی آن بسیار بعید به نظر میرسد..

 ........................

کارشناسان ‌به وجود آراء غیرواقعی در بسیاری از حوزه‌های انتخابی اشاره کرد که در آمار وزارت کشور ارائه شده

http://www.rezaee.ir/fa/pages/?cid=8521

در ۱۷۰ حوزه، بين ۹۵ تا ۱۴۰ درصد واجدين شرايط رای داده اند

http://www.radiofarda.com/content/o2_rezaei_election_result_iran/1757622.html

در يک حوزه انتخابيه، ۱۴۰ درصد از واجدين شرايط رای داده بودند و اين در حالی است که در تمام حوزه‌هايی که اين اتفاق افتاده بود ۸۰ يا ۹۰ درصد رای برای آقای احمدی نژاد اعلام شده است يعنی بيش از ۱۰۰ درصد در اين حوزه‌ها به آقای احمدی نژاد رای داده‌اند

http://www.daneshjooyan.org/farsi/news/8803/880326j.html 

کارشناسان به طور نمونه به استان یزد اشاره کرده اند که بنابر آمار رسمی وزارت کشور، در آن بیش از 100 درصد واجدین شرایط، در انتخابات شرکت کرده و به عنوان نمونه ‌در تفت 141 درصد، در مهریز 121 درصد، ‌در صدوق 111 درصد، ‌در طبس 101 درصد و در بافق 100 درصد واجدین شرایط رأی داده‌اند ‌که عملاً‌ غیرممکن است.


و یا در استان اصفهان،‌ در اردستان 101 درصد،‌در تیران 108 درصد، در چادگان 120 درصد، در خوانسار 100 درصد و در فریدونشهر 108 درصد واجدین شرایط رأی داده اند، در استان چهارمحال و بختیاری نیز در کوهرنگ 132 درصد و در لردگان 104 درصد واجدین شرایط رأی داده‌اند، ‌همین‌طور در استان خراسان جنوبی در سربیشه 105 درصد و در قائنات 101 درصد واجدان شرایط رأی دادند.


در استان خراسان رضوی نیز شرایط به همین شکل است: به طوری که در بردسکن 102 درصد، ‌در چناران 104 درصد، در خلیل‌آباد 103 درصد، ‌در خواف 104 درصد، ‌در رشتخوار 101 درصد و ‌در فریمان 105 درصد واجدین شرایط رأی داده اند.


در استان خوزستان نیز شرایط مشابهی حاکم است و در باغ ملک 106 درصد واجدین شرایط رأی دادند و در استان‌های زنجان، فارس و قزوین نیز شرایط مشابهی حاکم است، ‌در استان کرمان نیز شاهد رأی 121 درصدی در رودبار جنوب و رأی 112 درصدی در قلعه گنج هستیم.


همچنین در کهکیلویه و بویراحمد وجود رأی 127 درصدی در دنا، رأی 113 درصدی در بهمئی و رأی 105 درصدی در بویراحمد نسبت به واجدان شرایط، شائبه هایی ایجاد کرده است. در استان گلستان نیز در بندر گز و مینودشت 101 درصد واجدین شرایط رأی دادند یا در گیلان در سیاهکل 104 درصد،‌ شفت 101 درصد و ماسال 104 درصد واجدین شرایط رأی دادند.


 در استان لرستان شرایط حادتری وجود دارد: در دلفان 110 درصد و در سلسله 112 درصد واجدین شرایط رأی دادند یا در استان مازندران در نور 104 درصد، ‌در گلوگاه 103 درصد، در محمودآباد 102 درصد و در نکا و رامسر 101 درصد واجدین شرایط رأی داده اند.


در استان هرمزگان در ابوموسی 115 درصد، ‌در بندرلنگه 100 درصد و در رودان 104 درصد واجدین شرایط رأی دادند.

 

نظریه یک کارشناس ارشد آمار استان یزد :

  چه چیزی را توضیح بدهند ؟ می دانید آمار بالای صد درصدی یعنی چی ؟ یعنی هر انسان بالای 18 سال در این استان پهناور و گاهی سایه هایشان رای داده اند !!! از اردکان و شمسی بگیرید تا دیهوک طبس و بهمن ابرکوه (!)این ها رو میشه باور کرد ! (آمار سازی هم بلد نیستند)

http://www.yazdonline.com/NewsDetail.aspx?id=6265

http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=8941

آمار زیر توسط وزارت کشور ارائه شده است

http://www.moi.ir/ostan.pdf

http://www.tebyan.net/Weblog/tondar59/post.aspx?PostID=64577

http://ishallvote.org/content/numbers.aspx

 

تعداد حداکثر شرکت کننده را در یزد با جمع آرای باطله و شمرده  شده را مقایسه کنید بر اساس آمار ارائه شده وزارت کشور جمع کل آراء یزد بالای 100 درصد است.

 

نتیجه گیری :

اعداد و آمار گویا ترین جلوه حقیقت هستند. ما با ارائه آمار ارائه شده که منابع آن وزارت کشور میباشد  نشان داده ایم که همدستان آقای احمدی نژاد بدون هیچ شک و شبه ای در انتخابات دست به تقلبی ناشیانه زده اند.اثر فراوان گردهمائی و مخارج تبلیغاتی را به هزینه دولت توسط آقای تیم آقای احمدی نژاد در موقعیتی که دیگران ایچنین امکاناتی را نداشته اند را که غیر قانونی ایست نباید نادیده گرفت. در حین این تبلیغات اگر گزارشات وزارت کشور و دیگر منابع نزدیک به آقای احمد نژاد را مطالعه کنید قطعاً به این نتیجه میرسید که برای تخدی در انتخابات برنامه ریزی قبلی داشته اند. ولی به علت عدم  شناخت از آگاهی علمی بسیاری از ایرانیان و نداشتن امکانات کارشناسانه که یکی از محصولات قشری بودن است ، تقلبی بسیار ناشیانه کرده اند که ممکن نیست در باور بگنجد. 

 

چهارشنبه 27 خرداد1388
نامه سرگشاده مهندس میرحسین موسوی به شورای امنیت کشور درباره اقدامات غیر قانونی لباس شخصی ها ...  
 

میرحسین موسوی درباره اقدامات غیرقانونی لباس شخصی ها به شورای امنیت کشور نامه نوشت

متن این نامه به شرح زیر است: 

بسمه تعالی

شورای امنیت کشور

طی ایام اخیر به کرات مشاهده می شود که همردیف با قوای انتظامی افرادی بدون لباس فرم، بدون نشان مشخص و بدو ن جایگاه قانونی معین با سلاح های سرد (از قبیل شلنگ، چماق، زنجیز، میله آهنی و ....) و گاهی سلاح گرم در سطح شهر ظاهر می شوند، قبل از نیروی انتظامی به صفوف تظاهرکنندگان حمله می کنند و ضمن تحریک اجتماعات به تخریب اموال و وسایل نقلیه مردم می پردازند. به آن شورا متذکر می شوم این پدیده شوم که متصدیان برقراری امنیت و نظم در خلال صفوفشان از نیروهای لباس شخصی استفاده کنند تنها نشان می دهد که نیروی انتظامی از مغایرت اعمال خود با شان و وظیفه قانونی اش کاملا اطلاع دارد، به صورتی که حاضر نیست ننگ این اعمال به لباس متحدالشکل او نسبت پیدا کند. آزادی، نظم و امنیت از حقوق اولیه و توامان شهروندان است که طی مدت اخیر هر سه آنها از سوی نیروهای لباس شخصی مورد تجاوز قرار گرفته است.
ضمن محکوم کردن این رویه از کلیه مقامات ذیربط موکدا درخواست می شود جهت کمک به حفظ آرامش و امتناع از تحریک اجتماعات خودجوش و مسالمت آمیز مردم فورا از مداخلات این افراد جلوگیری به عمل آورند.

میرحسین موسوی

رونوشت: شورای عالی امنیت ملی

 

 پاسخ دبیرخانه شواری امنیت به نامه مهندس میرحسن موسوی:

 

دبیرخانه شورای امنیت کشور به نامه مورخه ‌٨٨/٣/٢٧ میرحسین موسوی پاسخ داد.

متن این نامه به شرح زیر است:

" «بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای میرحسین موسوی

با سلام

نامه مورخه ‌٢٧ /‌٣ /‌٨٨ جنابعالی خطاب به شورای امنیت کشور حاوی مسائلی است که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم:

‌١- انتساب اعمال مجرمانه همانند تخریب اموال و وسایل نقلیه مردم به نیروی انتظامی.

‌٢- حمایت از اجتماعات غیرقانونی که منجر به برهم زدن نظم و امنیت، تخریب اموال و اضرار به مردم و نقض حقوق شهروندان عزیز گردیده است که جنابعالی از آن اجتماعات به عنوان اجتماعات خودجوش و مسالمت‌آمیز نام برده‌اید.

‌٣- با تأکید جنابعالی بر این‌که موارد مذکور را مشاهده کرده‌اید، لازم است، مشاهدات خود را در اختیار دبیرخانه شورای امنیت کشور بگذارید.

البته به نظر ما این یک شبکه سازمان یافته است که به احتمال زیاد توسط گروهک‌های وابسته به بیگانگان سازمان یافته‌اند و با اراده و تصمیم قبلی نظم و آرامش و امنیت عمومی را بهم می‌زند و به حقوق شهروندان تعرض می‌نماید که البته قبلاً دستور رسیدگی لازم توسط فرماندهی نیروی انتظامی به موضوع صادر شده است.

متقابلاً وظیفه و مسوولیت ملی جنابعالی اقتضاء می‌کند که به جای انتساب اتهام به نیروهای انتظامی و یا نظامی که فرزندان این کشورند و شبانه‌روز جهت امنیت شهروندان تلاش می‌کنند، از تحریک و تلاش برای تشکیل چنین اجتماعات غیرقانونی پرهیز نموده و از این اجتماعات حمایت ننمایید.

قطعاً به این نکته مهم توجه دارید که در صورت دعوت و تحریک به این اجتماعات غیرقانونی مسوولیت عواقب ناشی از آن بر عهده جنابعالی خواهد بود.

عباس محتاج

دبیر شورای امنیت کشور»"

 

شنبه 23 خرداد1388
متن بیانیه میرحسین موسوی در اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ...  

 

ملت شریف ایران

نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند، با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.

اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست.

اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.

به مسئولان توصیه می کنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.

اینجانب از همین فرصت استفاده میکنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می دهم که ایران، این موجود آسمانی، متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آن حفاظت کنند. خائنین به آرای مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر(ص) است با تمامی شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه میکنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.

جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمامی ستادهای مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشور ما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.

و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما اذیتمونا و ع لی الله فلیتو کل المتوکلون

میرحسین موسوی

* این بیانیه ظهر روز شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ صادر شده است.

 

شنبه 23 خرداد1388
تقلب در انتخابات ...  
 

در این انتخابات ۱۰۰٪ تقلب انجام شده است جو تهران ملتهب و پلیس به شدت با معترضین برخورد می کند  این برخورد ها به جایی رسیده که حتی خبر نگاران خارجی توسط پلیس دستگیر دوربین انها توقیف و از کشور اخراج می شوند.

 

ساعتی قبل یگان ویژه در خیابان ولیعصر تهران با مردم معترض درگیر شده و با ضرب و شتم مردم ، بسیاری از جوانان را دستگیر کرد . وضعیت این جوانان مشخص نیست ...

 

هزاران نفر در مناطقی در تهران و مشهد و اصفهان در اعتراض به نتايج انتخابات رياست جمهوری به خيابان ها ريخته اند. در تهران در ميدان ونک، خيايان دکتر فاطمی، خيابان وليعصر و چند نقطه ديگر تظاهرات شده و مردم با نيروی انتظامی درگير شدند.

نيروهای انتظامی همچنين مانع از برگزاری کنفرانس مير حسين موسوی در محل روزنامه اطلاعات شده اند. همچنين تقريبا تمامی سايت های اينترنتی متعلق به اصلاح طلبان مسدود شده است.

سایتهای بسیاری مانند آفتاب ، جمهوریت ، آینده ، گویا  و ... در این چند روز فیلتر یا توقیف شدند یا در به روز رسانی دچار مشکل شدند .

 

  از حدود ساعت ۲۳ پنج‌شنبه  ۲۱ خرداد  و تنها 9 ساعت مانده به آغاز رسمی راي‌گيری در حوزه‌های انتخابات رياست جمهوري، سرويس پيامک (اس ام اس) کليه مشترکان تلفن همراه اعم از همراه اول، ايرانسل و تاليا در سراسر کشور قطع شده است.

پيشتر مسئولان کميته صيانت از آرای دو کانديدای اصلاح طلب در مورد احتمال قطع اينترنت و اس ام اس در روز رای گيری هشدار داده بودند. هنوز هیچ مقامی حاضر به جوابگویی نیست ..

  

نتیجه انتخابات بر مبنای دو دو تا ده تا :
قلم - آنچه به عنوان نتیجۀ شمارش آراء از جانب وزارت کشوراعلام شده و می شود ربطی به انتخابات و آرائی که مردم به صندوق ها ریخته اند ندارد.
به گزارش قلم نیوز، دکتر شکوری راد در یادداشتی نتیجه انتخابات دهم را نتیجه ای ار مبنای دو دوتا ده تا عنوان کرد و نوشت: آنچه به عنوان نتیجۀ شمارش آراء از جانب وزارت کشوراعلام شده و می شود ربطی به انتخابات و آرائی که مردم به صندوق ها ریخته اند ندارد. مردم ظرف روزهای گذشته شاهد رقابت های انتخاباتی و غلبۀ خواستاران تغییر بر طرفداران وضع موجود بوده اند و حضور گستردۀ آنان در پای صندوق های اخذ رأی جز برای تغییر نبوده است. کسانی که برای حفظ قدرت، در مناظره ها دروغ های آشکار و مکرر تحویل مردم داده اند معلوم است امانت رأی مردم را پاس نمی دارند و باز به دروغ پناه برده و نتایجی غیر واقعی اعلام کرده اند. بنظر می رسد آراء موسوی و احمدی نژاد جابجا اعلام شده و آراء رضایی و کروبی به نحو شگفت آوری نادیده گرفته شده است. جز آمار تعداد کل شرکت کنندگان، هیچ چیز نتایج اعلام شده قابل باور نیست مگر اینکه باور کنیم دو دو تا ده تا می شود. اگر این نتیجه به تایید شورای نگهبان رسیده و رهبری نظام آن را بپذیرد، باید این انتخابات را آخرین بار دانست که مردم در آن حضور گسترده داشته اند و پس از آن ما دیگر شاهد انتخابات مردمی نخواهیم بود. به شورای نگهبان هیچ امیدی ندارم اما هنوز نمی توانم بپذیرم که ممکن است رهبری نظام مهر تأیید خود را پای نتایج اعلام شده بزنند. دولت بازی باختۀ خود را سه بر هیچ به نفع خود اعلام کرده است. اگر بنا باشد مردم در بازی انتخابات شرکت بکنند ولی در هر صورت سه برهیچ بازنده معرفی شوند از این پس ترجیح خواهند داد در بازی شرکت نکنند چرا که نتیجه ای بد تر از این برای آنها نخواهد داشت. این را همه باید بدانند. به هر حال همه منتظر واکنش و اقدام مهندس موسوی هستند تا با هدایت او اعتراض خود را پیگیری کنند.
 
 

تخلفات انتخابات :

تخلفات صورت گرفته در انتخابات تا این لحظه...

 تخلفات صورت گرفته در ادامه مطلب


... ادامه مطلب
جمعه 22 خرداد1388
اشعار دکتر شریعتی ...  

 

اشعار زیبا و بیاد ماندنی دکتر علی شریعتی )

 

نيايش

 خدايا ،

آتش مقدس " شك " را

آن چنان در من بيفروز

تا همه ي " يقين" هايي را كه در من نقش كرده اند ، بسوزد .

و آن گاه از پس توده ي اين خاكستر،

لبخند مهراوه بر لب هاي صبح يقيني ،

شسته از هر غبار ، طلوع كند .

  خدايا ،

به هر كه دوست مي داري بياموز

كه عشق از زندگي كردن بهتر است ،

و به هر كه دوست تر مي داري ، بچشان

كه دوست داشتن از عشق برتر!

 خدايا ،

به من زيستني عطا كن ،

كه در لحظه ي مرگ ،

بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است ،

حسرت نخورم .

و مردني عطا كن ،

كه بر بيهودگي اش ، سوگوار نباشم .

بگذار تا آن را من ، خود انتخاب كنم ،

اما آن چنان كه تو دوست داري .

" چگونه زيستن "  را تو به من بياموز،

" چگونه مردن " را خود خواهم آموخت !

 

سوتك

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت ؟

ولی بسیار مشتاقم ،

که از خاک گلویم سوتکی سازد .

گلویم سوتکی باشد

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

                   و او

یکریز و پی در پی ،

دم خوشش رابر گلویم سخت بفشارد ،

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .

بدین سان بشکند در من ،

                سکوت

              مرگبارم را .

 

 امانت آدم                          

خدا ، انسان و عشق ؛

اين است "امانتي " كه بر دوش آدم ، سنگيني مي كند

واين است آن " پيماني "

كه در نخستين بامداد خلقت با خدا بستيم ،

و " خلافت " او را در  كوير زمين تعهد كرديم .

ما براي همين " هبوط " كرديم ،

و اين چنين است كه به سوي او باز مي گرديم .

 

 سخت

آري تو اي مملو از بودن و توانستن و حس كردن و تپيدن ،

و اي پر از زندگي ،

اي سرشار از بودن !

تو نمي داني كه براي اين دوست تو

ـ كه اكنون جز يك قفس استخواني اي كه پر از هواست ، نيست ،

و بر روي سينه ي پوك و خالي اش ،

سنگ سنگين و بي رحم لحد را نهاده اند ... ـ

درد كشيدن چه سخت است !

 

پس كي ؟

" ما پرنده ي موهومي هستيم

كه در عدم پرواز مي كنيم " .

پس ما چه هستيم ؟

هيچ ! هيچ !

تنها و تنها پرواز !

فرار بدان جا ، فرار !

احساس مي كنم كه پرندگان مستند .

ديروز اينجا بودم ، امروز اين جايم .

پس كي به دنبال او خواهي رفت ؟

 

اين جا نبودن !

باور نمي كنم .

هرگز باور نمي كنم كه سال هاي سال ،

همچنان زنده ماندنم به طول انجامد .

يك كاري خواهد شد . زيستن مشكل شده است .

و لحظات چنان به سختي و سنگيني بر من گام مي نهند و

دير مي گذرند كه احساس مي كنم  ، خفه مي شوم .

هيچ نمي دانم چرا ؟

اما مي دانم كس ديگري به درون من پا گذاشته است .

و اوست كه چنان مرا بي طاقت كرده است .

احساس مي كنم ديگر نمي توانم در خودم بگنجم ، در خودم بيارامم .

از " بودن " خويش بزرگ تر شده ام  و اين جامعه بر من تنگي مي كند .

اين كفش تنگ و بي تابي فرار !

عشق آن همسفر بزرگ ! ...

اوه ، چه مي كشم !

چه خيال انگيز و جان بخش است " اين جا نبودن " !

 

هبوط

مرا كسي نساخت ، خدا ساخت ؛

نه آن چنان كه " كسي مي خواست " ،

كه من كسي نداشتم .

كسم خدا بود ، كس بي كسان .

او بود كه مرا ساخت آن چنان كه خودش خواست .

نه از من پرسيد و نه از آن " من ديگر " م .

من يك گل بي صاحب بودم .

مرا از روح خود در آن دميد .

و بر روي خاك و در زير آفتاب ،

تنها رهايم كرد .

 " مرا به خودم واگذاشت " .

 

دوست داشتن

در هم نگريستند اما سرشار از مهرباني .

چشم ها شان هر كدام پياله ي پر از شراب سرخ

كه در كام تشنه ي چشمان هم مي ريختند

و كم كم بر هر دو لب

لبخندي آهسته باز مي شد ،

لبريز از محبت ،

سيراب از دوست داشتن ،

نه عشق ،

دوست داشتن !

لحظاتي اين چنين ،

خوب و شيرين و نرم و خاموش گذشت .

 

 

عکسهای دکتر شریعتی که کمتر جایی می تونید ببینید:

با همسرش پوران شريعت رضوي در حياط دانشكده ادبيات مشهد 1337

 

 

در مراسم عروسي مشهد 1337

 

علي شريعتي، همسرش و احسان در پاريس- 1340

 

چهارشنبه 13 خرداد1388
دوست داشتن از عشق برتر است ... (دکتر شریعتی ) ...  

 

دوست داشتن از عشق برتر است ...

 

دوست داشتن از عشق برتر است . عشق يك كوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي . اما دوست داشتن پيوندي خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال. عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي كند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد.

عشق در قالب دلها ، در شكل ها و رنگ هاي تقريبا مشابهي ، متجلي مي شود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشتركي است ، اما دوست داشتن در هر روحي جلوه اي خاص خويش دارد و از روح رنگ مي گيرد و چون روح ها ، برخلاف غريزه ها ، هر كدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعم و عطري ويژه ي خويش دارد ، مي توان گفت كه به شماره ي هر روحي ، دوست داشتني هست .

‍ عشق با شناسنامه  بي ارتباط نيست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر مي گذارد ، اما دوست داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زندگي مي كند و بر آشيانه ي بلندش روز و روزگار را دستي نيست ...

عشق ، در هر رنگي و سطحي ، با زيبايي محسوس ، در نهان يا اشكار، رابطه دارد . چنان كه شوپنهاور مي گويد : " شما بيست سال بر سن معشوقتان بيفزاييد ، آنگاه تاثير مستقيم آن را بر روي احساس تان مطالعه كنيد " !

اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج و جذب  زيبايي هاي روح كه زيبايي هاي محسوس را به گونه اي ديگر مي بيند . عشق طوفاني و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت .

عشق با دوري و نزديكي در نوسان است . اگر دوري به طول انجامد ضعيف مي شود ، اگر تماس دوام يابد به ابتذال مي كشد ، و تنها با بيم و اميد و تزلزل و اضطراب و "ديدار و پرهيز" ، زنده و نيرومند مي ماند. اما دوست داشتن با اين حالات ناآشنا  است . دنيايش دنياي ديگري است .

عشق جوششي يك جانبه است . به معشوق نمي انديشد كه كيست ؟ يك " خود جوش ذاتي " است ، و از اين رو هميشه اشتباه مي كند و در انتخاب به سختي مي لغزد و يا همواره يك جانبه مي ماند و گاه ، ميان دو بيگانه ي  ناهمانند ،عشق جرقه مي زند و چون در تاريكي است و يكديگر را نمي بينند ، پس از انفجار اين صاعقه است كه در پرتو روشنايي آن ، چهره ي يكديگر را مي توانند ديد و در اينجا است كه گاه ، پس از جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق كه در چهره ي هم مي نگرند ، احساس می كنند كه هم را نمي شناسند و بيگانگي و ناآشنايي  پس از عشق – كه درد كوچكي نيست – فراوان است .

اما دوست داشتن در روشنايي ريشه مي بندد و در زير نور سبز مي شود و رشد مي كند و از اين رو است كه همواره پس از آشنايي پديد مي آيد، و در حقيقت ، در آغاز، دو روح كه همواره خطوط آشنايي را در سيما و نگاه يكديگر مي خوانند، و پس از" آشنا شدن" است كه خودماني ميشوند – دو روح، نه دو نفر، كه ممكن است دو نفر با هم در عين رودربايستي ها احساس خودماني بودن كنند و اين حالت به قدري ظريف و فرار است كه به سادگي از زير دست احساس و فهم مي گريزد – و سپس طعم خويشاوندي  و بوي خويشاوندي و گرماي خويشاوندي از سخن و رفتار وآهنگ كلام يكديگر احساس مي شود  و از اين منزل است كه ناگهان، خود به خود، همسفر به چشم مي بيند كه به پهندشت بي كرانه ي مهرباني رسيده اند و آسمان صاف و بي لك دوست داشتن بر بالاي سرشان خيمه گسترده است و افق هاي روشن و پاك و صميمي ايمان در برابرشان باز مي شود و نسيمي نرم و لطيف – همچون روح يك معبد متروك كه در محراب پنهاني آن، خيال راهبي بزرگ نقش بر زمين شده و زمزمه ي دردآلود نيايشش مناره ي تنها و غريب آن را به لرزه مي آورد- هر لحظه پيام هاي الهام هاي تازه ي  آسمان هاي ديگر و سرزمين هاي ديگر و عطر گلهاي مرموز و جانبخش بوستان هاي ديگر را به همراه دارد وخود را، به مهر و عشوه اي بازيگر و شيرين و شوخ ، هر لحظه، بر سر و روي اين دو مي زند .

عشق ، جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني " فهميدن"  و" انديشيدن " نيست. اما دوست داشتن، در اوج معراجش ، از سر حد عقل فراتر مي رود  و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين مي كند و با خود به قله ي بلند اشراق مي برد .

عشق زيبايي هاي دلخواه را در معشوق مي آفريند و دوست داشتن زيبايي هاي دلخواه را در  " دوست"  مي بيند و مي يابد .

عشق يك فريب بزرگ و قوي است و دوست داشتن يك صداقت راستين و صميمي ، بي انتها و مطلق .

عشق در دريا غرق شدن است و دوست داشتن در دريا شنا كردن .

عشق بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد .

عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و دوست داشتن لطيف است و نرم و در عين حال پايدار و سرشار اطمينان .

عشق همواره با شك آلوده است و دوست داشتن سراپا يقين است و شك ناپذير . از عشق هر چه بيشتر مي نوشيم ، سيراب تر مي شويم و از دوست داشتن هر چه بيشتر، تشنه تر، عشق هر چه ديرتر مي پايد كهنه تر مي شود و دوست داشتن نوتر.

عشق نيرويي است در عاشق، كه او را به معشوق مي كشاند ؛ و دوست داشتن جاذبه اي در دوست ، كه دوست را به دوست مي برد . عشق ، تملك معشوق است و دوست داشتن تشنگي محو شدن در دوست .

عشق معشوق را مجهول و گمنام مي خواهد تا در انحصار او بماند، زيرا عشق جلوه اي از خود خواهي و روح تاجرانه يا جانوري آدمي است، و چون خود به بدي خود آگاه است ، آن را در ديگري كه مي بيند ، از او بيزار مي شود و كينه برمي گيرد ، اما دوست داشتن دوست را محبوب و عزيز مي خواهد و مي خواهد كه همه ي دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند . كه دوست داشتن جلوه اي از روح خدايي و فطرت اهورايي آدمي است ، و چون خود به خود قداست ماورايي خود بينا است ، آن را در ديگري كه مي بيند، ديگري را نيز دوست مي دارد و با خود آشنا و خويشاوند مي يابد .

در عشق رقيب منفور است و در دوست داشتن است كه "هواداران كويش را چو جان خويشتن دارند "؛ كه حسد شاخصه ي عشق است چه ، عشق معشوق را طعمه ي خويش مي بيند و همواره در اضطراب است كه ديگري از چنگش نربايد و اگر ربود ، با هر دو دشمني مي ورزد و معشوق نيز منفور مي گردد و دوست داشتن ايمان است و ايمان يك روح مطلق است ، يك ابديت بي مرز است ، از جنس اين عالم نيست ...

 

ادامه ی متن را در ادامه مطلب بخونید ...

 


... ادامه مطلب
شنبه 2 خرداد1388
خدایا کفر نمی‌گویم ...  

 

شعری زیبا و قابل تامل از دكتر علی شریعتی

 

خدایا کفر نمی‌گویم

 

dr.shariati

 

پریشانم
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
می‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!