تبليغاتX
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
تنهایی ، آزادی
سه شنبه 15 دی1388
دریچه ...  

 

دریچه

 

ما چون دو دریچه روبروی هم

آگاه  ز هر بگو مگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده

هر روز قرار روز آینده

عمر آینه ی بهشت ، اما ... آه

بیش از شب و روز ، تیر و دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته است

زیرا یکی از دریچه ها بسته است

نه مهر فسون ، نه ماه جادو کرد

نفرین به سفر که هر چه کرد ، او کرد ..

 

« مهدی اخوان ثالث – م ، امید »

 

سه شنبه 8 دی1388
سیب ...  

 

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه ،

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من ، تند دوید

سیب را دست تو دید ،

غضب آلود ، به من کرد ، نگاه

سیب دندان زده از دست تو ، افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالها هست که در گوش من آرام ، آرام

خش خش گام تو ، تکرار کنان ،

می دهد آزارم .

 و  من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا ،

- خانه ی کوچک ما

سیب نداشت ...

 

« حمید مصدق »

 

چهارشنبه 2 دی1388
حسین ع ...  

 

دیروز حسین را به ضرب تیغ و سنگ آزردند ....

و چندی پیش عیسی گفت : خدایا اینان را ببخش ....

چندی پیش بر سر عیسی تاج خار نهادند و در کوچه ها به راهش انداختند ....

و دیروز حسین گفت : کجاست یاری کننده ای که مرا یاری کند ؟!

دیروز ، آری همین دیروز ، خورشید پیکر حسین بر بلندای نیزه بود

و چندی پیش عیسی گفت : اینان نمی دانند چه می کنند ....

چندی پیش ، آری چندی پیش ، صلیب ، عیسی را بر بلندای آسمان کشید

و دیروز حسین گفت پس آزاده باشید ....

و امروز زیر چکمه ی اندیشه هایمان ، پیکر مظلومان را له می کنیم ،

سرهایشان را بر نیزه های نادانی می افرازیم و کف مهربانان را ،

با میخ های اعمالمان بر صلیب خودخواهی می کوبیم ....

 ای عیسی ناصری !

به خود ببال .... که در جهل ما نبودی ....

ورنه تو را نیز چو حسین

مسلمانان بر صلیب می کشیدند  ....

 

شنبه 28 آذر1388
خدا را شکر کنیم ...  

 

Thanks God

 خدا را شکر کنیم

 

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house,
because it means that I am alive

خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام


I am thankful for being sick once in a while,
because it reminds me that I am healthy most of the time

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم


I am thankful for the father who snoser all night,
because that means he is healthy and alive at home asleep with us
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر پدرم را می شنوم
این یعنی او زنده و سالم در کنار ما خوابیده است


I am thankful for my sister who is complaining about doing dishes,
because that means she is at home not on the street
خدا را شکر که خواهرم همیشه از شستن ظرفها شاکی است
این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند



I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed
خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag,
because it means I have enough to eat

خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day,
because it means I have been capable of working hard

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم


I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning,
because it means I have a home
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم، این یعنی من خانه ای دارم


I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot,
because it means I am capable of walking
and that I have been blessed with transportation

خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم
این یعنی هم توان راه رفتن دارم
و هم اتومبیلی برای سوار شدن


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors,
because it means that I can hear
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم، این یعنی من توانائی شنیدن دارم


I am thankful for the pile of laundry and ironing,
because it means I have clothes to wear
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year,
because it means I have beloved ones to buy gifts for them

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند
این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم



Thanks God... Thanks God... Thanks God
خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر

 

پنجشنبه 19 آذر1388
بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین ...  

 

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

 


To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To find mails by the thousands when you return from a vacation
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To go for a vacation to some pretty place
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

To listen to your favorite song in the radio
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه

To clear your last exam
آخرین امتحانت رو پاس کنی

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven't used since last year
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی

Calls at midnight that last for hours
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی

To hear a song that makes you remember a special person
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره

To be part of a team
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person
وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین

To pass time with your best friends
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh, laugh, and ... laugh
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ... باز هم بخندی

These are the best moments of life
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them
قدرشون رو بدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد"




وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشون میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده ...

"چارلی‌ چاپلین"


سه شنبه 10 آذر1388
دروغ فاحش ...  

 

بس  شنیدم  داستان  بی کسی           بس شنیدم قصه ی دلواپسی

قصه ی عشق از زبان هر کسی             گفته اند از نی حکایت ها بسی

حال، بشنو از من این افسانه را             داستان  این  دل  دیوانه  را

چشمهایش بویی از نیرنگ داشت          دل دریغا، سینه ای از سنگ داشت

با دلم انگار قصد جنگ  داشت               گویی از با من نشستن ننگ داشت

عاشقم من، قصد هیچ انکار نیست        لیک با عاشق نشستن، عار نیست

کار او آتش زدن، من سوختن                در دل شب، چشم بر در دوختن

من  خریدن  ناز ، او  نفروختن                باز  آتش  در  دلم  افروختن

سوختن در عشق را از بر شدیم            آتشی بودیم و خاکستر شدیم

از غم این عشق مردن باک نیست         خون دل هر لحظه خوردن باک نیست

آه   می ترسم شبی رسوا  شود           بدتر از رسوایی ام تنها شود

وای از این صید و آه از آن کمند              پیش رویم خنده، پشتم  پوزخند

بر چنین نامهربانی دل  مبند                دوستان گفتند و دل نشنید پند

خانه ای ویران تر از ویرانه ام                 من حقیقت نیستم ، افسانه ام

گرچه سوزد پر، ولی پروانه ام               فاش می گویم که من دیوانه ام

تا به کی آخر چنین دیوانگی                 پیلگی بهتر از این  پروانگی ...

گفتمش آرام جانی ، گفت نه               گفتمش  شیرین زبانی ، گفت نه

گفتمش نامهربانی،  گفت نه               می شود یک شب بمانی، گفت نه

دل شبی دوراز خیالش سرنکرد            گفتمش، افسوس او باور نکرد

خب نمی دانم خدایا چیستم               یک نفر با من بگوید کیستم

بس کشیدم آه از دل بردنش                آه ، اگر آهم  بگیرد  دامنش

با تمام بی کسی ها ساختم              وای بر من، ساده بودم  باختم

دل سپردن دست او دیوانگیست           آه غیر از من کسی دیوانه نیست

گریه کردن تا سحر کار من است           شاهد من چشم بیمار من است

فکر می کردم که او یار من است           نه ، فقط در فکر آزار من است

نیتش از عشق تنها خواهش است        دوستت دارم دروغی فاحش است

یک شب آمد زیرو رویم کردو رفت           بغض تلخی در گلویم کرد و رفت

مذهب او هر چه  باداباد  بود                خوش به حالش که اینقدر آزاد بود

بی نیاز از مستی می شاد بود             چشمهایش  مست مادر زاد  بود

یک شبه ازعمر سیرم کردو رفت            من جوان بودم ، پیرم کرد و رفت . . . 

 

سه شنبه 3 آذر1388
دلم برای کسی تنگ است! ...  

 

دلم برای کسی تنگ است!

دلم براي کسي تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلامش مرا در عشقش غرق مي کند

دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد

دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شنیدن صدايش را حسرت مي کشد

دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده

دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است

دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است

دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است

دلم براي کسي تنگ است که محرم اسرار است

دلم براي کسي تنگ است که راهنمايي زندگيست

دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند

دلم براي کسي تنگ است که دوست نام اوست

دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ دل تنگيهايم است

دلم براي کسي تنگ است .............

 

دوشنبه 25 آبان1388
اسرار تشکیل هویت در زنان و مردان ! ...  

 

اسرار تشکیل هویت !

 

اگرچه هویت هر انسانی، تحت تأثیر عوامل گوناگونی مثل جنسیت، موقعیت شغلی، سن و بسیاری موارد دیگر است، اما در اغلب جوامع انسانی مهم‌ترین، مركزی‌ترین و تعیین كننده‌ترین این عوامل هویت اجتماعی مرتبط با مردانگی و زنانگی افراد ملاک و تعیین کننده است که البته با توجه به شرایط خاص به عبارت ها و معانی متعددی استدلال می شود که بعضا شاید چندان هم معقولانه بنظر نرسد ولی قدری قابل تامل است ...


یه روز یک آقایی میگفتن که:


من "همسری مهربان و پدری فداکار" هستم، وقتی زنم برای اثبات وفاداری اش (البته تا چهلم) آگهی فوت مرا در صفحه اول پرتیراژترین روزنامه شهر به چاپ می رساند!

من "زوج" هستم، وقتی زنم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضی دادگاه خانواده قبول می کند با ماهی یک سکه به عنوان مهریه کنار بیاید!

من "سرپرست خانوار" هستم، وقتی هنوز کسی پیدا نشده تا آرامش را کنارش تجربه کنم و کماکان در کنار پدر و مادر پیرم هستم!

من "منزل" هستم، وقتی نامزدم از ترس همکاران فضولش اسم مرا در موبایلش اینگونه Save می کند!

من "مرد من" هستم، وقتی زنم به دنبال خواسته ی جدیدی است!

من "آقا جون" هستم، وقتی تبدیل به شیئی می شوم که فقط به درد عکس یادگاری به همراه نوه و نتیجه هایم می خورم!

من "ددی" هستم، وقتی دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازی می کند!

من "پدر" هستم، وقتی مورد شماتت زنم قرار می گیرم، چون آن روز به یک مهمانی رفته بوده و بچه ام را به پارک نبرده بودم!

من "مرتیکه" هستم، وقتی زن همسایه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشینش در پارکینگ می شنود!

من "بابایی" هستم، وقتی بچه هایم خرم می کنند تا برایشان موبایل بخرم!

من "آقاهه" هستم، وقتی دندان های مصنوعی ام را از داخل لیوان آب در می آورم و نوه ام خجالت می کشد به دوستانش بگوید من پدر بزرگش هستم و مرا خدمتکار پیر پدرش معرفی می کند!

من "مرد تمام عیار" هستم، وقتی زنم سرویس طلای جدیدش را جلوی آینه امتحان می کند!

من "عباس آقا" هستم، وقتی از مرز شصت سالگی گذشته ام و هیچ کسی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف کند!

من در ماه اول دامادی ام "مرد مردان، سالار، پلنگ، عشق من، عزیزم، سلطان، خوش تیپ، ویتامین خوشبختی" هستم.

من در فریادهای شبانه زنم، وقتی دیر به خانه می آید، لپش گل انداخته و بوی خیانت می دهد، "پاچه پاره" هستم!

من برای دامادم "لولو سرخرمن" هستم!

من "عصبی" هستم، وقتی بر سر حقوقم با این و آن می جنگم!

پدرم مرا به پدر شخصی که به خواستگاری اش رفته ایم "غلام شما" معرفی می کند!

به راستی من کیستم؟!

 


در همین حال خانومی میگفتن که:

من "دوشیزه مكرمه" هستم ،‌ وقتی زن ها روی سرم قند می سابند و همزمان قند توی دلم آب می شود.

من "مرحومه مغفوره" هستم،‌ وقتی زیر یك سنگ سیاه گرانیت قشنگ خوابیده ام و احتمالا هیچ خوابی نمیبینم.

من "والده مكرمه‌" هستم،‌ وقتی اعضای هیات مدیره شركت پسرم برای خود شیرینی بیست آگهی تسلیت در بیست روزنامه معتبر چاپ میكنند.

من "همسری مهربان و مادری فداكار" هستم ،‌ وقتی شوهرم برای اثبات وفاداری اش (البته تا چهلم) آگهی فوت مرا در صفحه اول پر تیراژترین روزنامه شهر به چاپ می رساند.

من "زوجه" هستم ، وقتی شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حكم قاضی دادگاه خانواده قبول می كند به من و دختر شش ساله ام ماهیانه بیست و پنج هزار تومان فقط! بدهد.

من "سرپرست خانوار" هستم ، وقتی شوهرم چهار سال پیش با كامیون قراضه اش از گردنه حیران رد نشد و برای همیشه در ته دره خوابید.

من "خوشگله" هستم‌ ، وقتی پسرهای جوان محله زیر تیر چراغ برق وقتشان را بیهوده می گذرانند.

من "حمید" هستم ، وقتی در ایستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد می ایستد و شوهرم مرا از پیاده رو مقابل صدا می زند.

من "ضعیفه" هستم ، وقتی ریش سفیدهای فامیل می خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگیرند.

من "بی بی" هستم ، وقتی تبدیل به یك شیء آركائیك می شوم و نوه و نتیجه هایم تیك تیك از من عكس می گیرند.

من "مامی" هستم ، وقتی دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازی می كند.

من "مادر" هستم‌ ، وقتی مورد شماتت همسرم قرار می گیرم. آن روز به یك مهمانی زنانه رفته بودم و غذای بچه ها را درست نكرده بودم.

من "زنیكه" هستم‌ ، وقت بر سر حق پارک ماشین با ماشین مقابل بحث میکنم.

من "مامانی" هستم‌ ، وقتی بچه هایم خرم می كنند تا خلاف هایشان را به پدرشان نگویم.

من "ننه" هستم ، وقتی نوه برومندم به همراه دوستانش به خونه میاد و از من سنی گذشته و او خجالت می كشد به دوستانش بگوید من مادربزرگش هستم، به آنها می گوید من خدمتكار پیر مادرش هستم.

من "یك كدبانوی تمام عیار" هستم، وقتی شوهرم بادگلوی بعد از غذا میزند و كمربندش را روی شكم برآمده اش جا به جا می كند.

من " علیا مخدره"هستم، وقتی دوستانم می خواهند به من بگویند‌ "آشغال" محترمانه اینگونه خطابم می کنند.

من "بانو" هستم ، وقتی از مرز پنجاه سالگی گذشته ام و هیچ مردی دلش نمی خواهد وقتش را با من تلف بكند.

من در ماه اول عروسی ام : "خانم كوچولو، عروسك، ملوسك، خانمی، عزیزم، عشق من، قشنگم، عسلم، ویتامین عشق" هستم.

من در فریادهای شبانه شوهرم، در مقابل اعتراض من که چرا دیر به خانه می آید، چند تار موی زنانه روی یقه كتش است، "سلیطه" هستم.

من در ادبیات دیرپای این كهن بوم و بر : "دلیله محتاله، نفس محیله مكاره، مار، ابلیس، شجره مثمره، اثیری، لكاته و ..... "هستم . دامادم به من "وروره جادو" می گوید.

حاج آقا مرا "والده" آقا مصطفی صدا می زند.

من "مادر فولاد زره" هستم وقتی بر سر حقوقم با این و آن می جنگم.

مادرم مرا به پدر شخصی که به خواستگاری ام آمده اند "كنیز" شما معرفی می كند.

به راستی من کیستم؟!

 

چهارشنبه 13 آبان1388
نشانه هایی برای دوست داشتن ...  

 

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد؟

 

 

‌بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌كند یك چیز كم دارد. نقطه ‌عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری كاسته شده و دختر و پسر، ‌خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین، یكی از ‌عوامل مهم و تعیین‌كننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی ‌با عشق آغاز می‌شود. اما مهم، سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و ‌چه بلایی سر آن می‌آید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.‌

‌برای آن كه بتوانیم به كسی محبت كنیم ابتدا باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانیم، این كار ‌را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا كسی را كه می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب كنیم با روحیات ما ‌همخوانی دارد یا خیر؟‌

‌برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید كه به نظر شما اگر كسی شما را دوست ‌داشته باشد چگونه باید آن را ابراز كند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟


در جواب این سوال، ‌دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یك كادوی ‌گرانقیمت می‌فهمند كه كسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند كسی كه ‌دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامی كند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن كه بر ‌اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا كردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل، به ما این امكان را ‌می‌دهد كه محبت خود را آن طور كه می‌خواهیم به همسرمان ابراز كنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.‌


وقتی كسی را دوست داریم، تنها با گفتن "دوستت دارم" نمی‌توانیم به او ثابت كنیم كه حقیقتا دوستش داریم. عشق و محبت، احساسی است كه در ما نسبت به ‌كسی به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی كسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی كارها ‌می‌كنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم :

 1- ‌به او دروغ نمی‌گوییم
دروغ گفتن و هر نوع پنهان کاری نسبت به شخصی که دوستش دارید نه تنها حس اعتماد طرفین را از بین خواهد برد بلکه تداومی را برای ابراز دوستی در پی نخواهد داشت. چرا که در یک ارتباط زناشویی توام با عشق و محبت تنها راستی و صداقت است که بنیان تمام رفتارهای منجر به پذیرش متقابل را بوجود می آورد.

 2- غرورش را نمی‌شكنیم
گاهی وقت ها شکستن غرور شاید برای رسیدن به خیلی چیزها خوب باشه ولی نه به این شکل که صراحتا برای طرف مقابل بکار ببرید. چون این کار یکنوع خورد کردن شخصیت و ایجاد تنشی را در پی خواهد داشت که شاید در یک زمان کوتاه جبران اینکار چندان هم ساده نباشد.

 3- ‌‌به خانواده‌اش و كسانی كه دوست دارد احترام می‌گذاریم
‌همسر شما از دل یك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود، همسر شما نیز امروز در كنار شما نبود، پس به ‌خاطر وجود همسرتان كه دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر وی به آنها احترام ‌بگذارید و مطمئن باشید كه همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.

4- ‌او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهیم گرفت
این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست چون هر كسی ایراداتی دارد، اما اگر كسی بخواهد همیشه تنها ایرادات ‌شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفی ببینید تا به همسرتان احساس ‌ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

 5- ‌با او لجبازی نمی‌كنیم
وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابر ‌خواسته‌ها و رفتار او موضع گیری و لجبازی نمی‌كنید.

 6- ‌وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتكب می‌شویم براحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی میكنیم
اشتباه كردن در زندگی، اجتناب ناپذیر است و یكی از راه‌های برطرف كردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل، ‌عذرخواهی است كه این عمل در برابر كسی كه دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا كه غرور در ‌برابر معشوق جایی ندارد.

 7- ‌او را در كارها و تصمیماتمان دخیل می‌كنیم
وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را ‌راجع به همه چیز جویا شوید و كاری كنید كه او را خوشحال می‌كند، پس همیشه با او مشورت می‌كنید و ‌تصمیمات خود را به تنهایی نمی‌گیرید.

 8- ‌اگر مخالفتی با او داریم با آرامش قانعش می‌كنیم
اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب ‌ناپذیر است اما ‌برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست ‌داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفت‌تان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه ‌می‌توانید قانعش كنید.

 9- به او در كارهایش كمك می‌كنیم
زن و مرد باید در همه چیز با هم همكاری داشته باشند. درست است كه این دو، ‌در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه ‌چیز همكاری می‌كنند. پس به راحتی می‌توان این كمك كردن را در زندگی امروزه معنی كرد.‌‌

 10- اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است به او كمك می‌كنیم
اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است ‌اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌كنید كه این احساس منفی را از او دور كنید یا اگر لازم باشد به او ‌فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌كه بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر كنید. گاهی ‌آرامش داشتن در برابر كسی كه عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌كند. اگر همسرتان را عصبانی كردید با ‌آرامش بی موقع خود، او را عصبانی‌تر نكنید چرا كه او فكر می‌كند آنقدر برایش ارزش ندارید كه وقتی ناراحت ‌است عین خیالتان نیست.

 11- ‌می‌توانیم به راحتی اشتباهات او را ببخشیم و فراموش كنیم
درست است كه بعضی اشتباهات بخشودنی ‌نیست اما تعداد آنها بسیار كم است و معمولا در زندگی اشتباهات كوچكی پیش می‌آید كه می‌توان با محبت از آنها ‌گذشت و با صحبت‌های منطقی، از بروز دوباره آن جلوگیری كرد.

 12- ‌از اینکه در كنارش هستیم خوشحالیم و نمی‌خواهیم از كنارش فرار كنیم
بعضی از زن و شوهر‌ها دائما ‌می‌خواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و یا وقت خود را با دیگران بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهی انسان، به ‌تنهایی و خلوت كردن نیاز پیدا كند اما طبیعتا در اكثر اوقات از اینکه در كنار فردی كه دوستش دارید هستید لذت ‌می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحالید.

 13- ‌با لذت، گذشت خواهیم كرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرمان می‌خواهیم
این گذشت به معنی نادیده ‌گرفتن خودتان نیست بلكه وقتی كسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

 14- ‌در جمله‌هایمان كمتر از "من" استفاده می‌كنیم و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گوییم
با کاربرد این روش در واقع كارهایی كه ‌خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.‌

 

      

سه شنبه 28 مهر1388
30 قانون برای زندگی بهتر ...  

 

30 قانون برای زندگی بهتر

 

 1- برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی كنید از آنها سرپیچی نكنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی كه تجربه یك زندگی موفق را داشته اند، تدوین كنید.


 2- از "خود"، "افرادی كه در زندگی شما نقش دارند" و "محیط اطرافتان" شناخت كافی به دست آورید.


 3- به این نكته واقف باشید كه شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید كه می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به كام خود تلخ كنید.


 4- بیشتر چیزهایی كه در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتكار دارید تا با شایسته كردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، كافی است كمی همت كنید.

 

 5- در زندگی نقش یك قربانی را بازی نكنید یا سعی نكنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این كار فقط تضمین می كند كه یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شماست.

 6- دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نكنید. زندگی مال شماست، پس خودتان هستید كه دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.


 7- هر فكری می كنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فكر كنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افكار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.


 8- علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا كنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب كار از كجا بوده است.


 9- هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد كرد.


 10- واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه كه هست بشناسید، نه آن گونه كه خودتان می خواهید.


 11- با خودتان صادق باشید و اگر می دانید كاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج كنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست بكار شوید.


 

 12- نسبت به انجام هر کاری درست و با دقت تصمیم گیری كنید.
 

 13- به خاطر داشته باشید عملكردهای شماست كه داستان زندگی تان را می نویسد.
 

 14- فكرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملكردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه كنید.
 

 15- خودتان را بر اساس نتایجی كه می گیرید ارزیابی كنید، نه فقط بر اساس حرف ها.
 

 16- درد خود را بشناسید تا هر چه سریع تر خود را از مهلكه مسبب بروز آن درد خلاص كنید. به این نكته واقف باشید كه همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یك تغییر در زندگی شما باشد.

 

 17- گاهی ریسك كردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسك كنید، پیروزی از آن شماست. اگرچه ریسك كردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناك است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید كه برای این كار ممكن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را كنار بگذارید.


 

 18- فیلترهایی كه جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.


 

 19-شما دنیا را آنگونه كه می بینید؛ می شناسید و تجربه می كنید. این شما هستید كه می توانید انتخاب كنید كه چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه كنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.


 20- عواملی را كه بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت كنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می كنید، بدانید كه دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.


 21- شما مدیر زندگی خود هستید. آن را بر اساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت كنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.


 

 22- اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای كه هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فكر كنید. اما به این نكته هم توجه داشته باشید كه هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.


 23- ما خودمان هستیم كه به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است كه ما از خودمان برای آنها ترسیم كرده ایم.


 

 24- محدودیت ها و قوانینی را كه افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست كه مستقیم حرف هایتان را بیان كنید، بلكه می توانید با رعایت نكاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت كنند. كسی كه به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.


 

 25- برخی اوقات لازم است كه به دیگران گوشزد كنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این كار راهی مناسب برای پیشگیری از تكرار دوباره چنین امری در آینده است.

 

 26- برای "بخشش" ارزش بسیاری قائل شوید. همانطوركه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است كه در انتقام نیست. به این فكر كنید كه با انتقام فقط فكر و روح خود را بی جهت آزرده كرده اید و افكاری را كه به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فكری در مورد شما می كند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.
 

 27- قدرت كنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به كار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.

 

 28- به خاطر بسپارید كه نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را كه آنها را در وجودش نگهداری می كند ذره ذره نابود می كنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلكه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، كمردرد و حتی سكته قلبی را نیز به شما تقدیم می كنند.

 29- در زندگی به آن چیزی می رسید كه همیشه به آن فكر می كنید. و آن چیزی را به دست می آورید كه همواره طلب كرده اید.

 

 30- مهمترین نكته این كه: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توكل كنید.

 

عاشقانه همدیگر را دوست داشته باشیم و بی چشم داشت

به یکدیگر مهرورزی کنیم، این است رسم زیستن