عاشقانه ملی سوم
ستون به فرق تو می زنم
اگر چه با استخوان خویش
مجنون
دختره از بس شیرین بود، شیرین می زد.
فرصت طلبی در راستای سهمیه بندی بنزین
- آقا. کرایه شده هزار تومن دیگه صرف نداره+ می گم ملت به جای پمپ بنزین باید یه سری از شماها رو آتیش بزنه
پ.ن : خیلی خشن بودم، یعنی؟
از دنیای شما سه چیز را دوست دارم : دوربین دیجیتال، آب طالبی و سیگار
چنین کنند بزرگان
نحوه نصیحت کردن بزرگان اینجوریه که کلی از عشق و حالایی که تا حالا کردن رو تعریف می کنن و بعد میگن اما شما انجام ندین، خوب نیست.
روز سوم
اوهوی قاچاقچی محترم! من نمی تونم برم این فیلم رو ببینم. یه لطفی کن سی دی این در بیاد که من بگیرم و ببینم. قول می دم اگه خوب بود برم در سینمایی که فیلم رو می ده یه بلیط بخرم و پاره کنم که سینما هم دردش نگیره و نمیره.
خود فروغ بینی معکوس
اینک منم مردی تنها در آستانه فصلی گرم
عاشقانه دوم
می خوام بگم عاشقتمیا تو یا یه کس دیگه *
: در بعضی نسخ "کیس دیگه" هم آمده.
نسبیت میگه همه ما قطعا خوش شانسیم. چون هر اتفاقی که برامون بیافته، خوش شانس بودیم که اتفاق بدتری نیفتاده
اعتراف می کنم : بعضی وقتا دلم واسه ما تنگ میشه.
عاشقانه اول
وقتی كه گل محمدی آوردی برام بوی شيرينی دانماركی گرفت سرتا پام.
امشب ستارم رو با یه پاپیون صورتی شوت می کنم برات...... می خوام بدیش به خدا برام یادگاری بنویسه.... آخه داره بارون می آد...نم....نم....
سکوت
متن آسانی است
که معمولا اشتباه خوانده می شود....
آ / آتاناسیو..
عاشق آن کسی است که...
عشق و عاشقی دروغه
دیگه باور کردم اینو که باید تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم .
سعي کن هميشه تنها باشي چرا که تنها به دنيا ميآيي و تنها ميميري،
سعي کن خانه عشق را درک کني زيرا آنقدر عظيم است که تقوا و هستي را نابود ميکند ،
سعي کن خانه عشق خالي از وجود باشد چون اگر عشق در آن نفوذ کرد به ويرانه هاي آن رحم نمي کند
اما اگر عاشق شدي تنها يک نفر را دوست بدار و تنها براي يک نفر گريه کن .
اگر در اختيار من بود از روزهاي زندگي تنها يک روز را نابود مي کردم ، روزي که سرنوشت من قلم زده شد،
آري روز تولدم تولدم گناه بود...
خوب شاید بشراصلا به دنیا اومده تا امتحان بشه
زیر پاهام برگ های خشکیده ، که اونا هم دل خوشی از درخت ندارن میگن درخت میگفت که دیگه وقت تعویض فصله موقع ریزش برگ های خشکه ولی من می دونم که همش بهونه بوده درخت از برگ های خشکیده خسته بوده .
همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد
گویند که مکتب عشق را 10 کلاس است 1-نگاه 2-عشق 3-مهر و محبت 4-عاطفه و احساس 5-دوستی 6-خواستن 7-بوسه 8-ازدواج 9-زندگی 10-مرگ!!!
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق
بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش.
روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود.
به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد .
زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مرگ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگرعشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگرعشق نيست چرا عاشقيم؟:-؟؟
دیشب من در بند کور دلان عشق ستیز بودم به گناه عاشق بودن چون عشقم را در پستوی خانه نهان نکردم چون راز دلم در چشمانم پیدا بود مرا به گناه نشستن نزد زیباریی دستبند زدن گفتند که چرا عاشقی؟ گفتند که شعله ای در دلت داری گفتند که آتش گناه است و تو آتشی در دل داری دهانت را می بویند مبا دا گفته باشی دوستت دارم دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد روزگار غریبیست نازنین
آرزو دارم ماه همیشه کامل ودرخشان باشه وشما همیشه راحت وخوب باشی هر وقتی شما خواستی تغییر بدی روشنایی رو بخاطر داشته باش من بهترین شبها رو برات ارزو کردم
مثل یه گل رز به اب نیاز داره مثل فصول سال که به تغییر نیاز دارن مثل یه شاعرکه به قلم نیاز داره من به تو نیاز دارم
دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي
ازدواج حقيقي يعني هر روز عاشق همان شخص شدن.
شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبينيتو را به ياد آن روز...... تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده....... تو را به روز اول بار ديدنت.........تو را به اولين نگاه عاشقانه....... تو را به ياد بارون روز نيامدنت..... تو را به تنهايي روز رفتنت....... تو را به بوي بارون روز برگشتنت....... تنهايم مگذار ديگر
بوسه اسم است چون عمومي است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل ميکند
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد
غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است .
نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم .

